محمد مهدى ملايرى

199

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

است كه اين‌گونه كلمات را در هريك از زبانهاى محلّى كه در مناطق مختلف عربى وجود دارد و غالبا با هم متفاوت است جداگانه مورد تحقيق قرار داد و صورتى از آنها بدست آورد ، به همان ترتيب كه مرحوم دكتر داود چلبى موصلى كلمات فارسى مستعمل در عربى عامى موصل را بررسى كرده و آنها را در كتاب بسيار مفيد خود بنام « كلمات فارسية مستعملة فى عامية الموصل » « 1 » جمع‌آورى نموده است . براى اينكه فهرست جامعى از همهء كلمات فارسى كه در زبانهاى عاميانه مناطق مختلف عربى به كار رفته و مىرود در دست باشد ، گام اولى كه بايد برداشته شود اينست كه همان كارى كه مرحوم دكتر چلبى موصلى دربارهء زبان عامى موصل كرده است ، درباره زبانهاى محلّى همهء مناطق مختلف عربىزبان از كناره‌هاى خليج فارس گرفته تا سواحل افريقائى اقيانوس اطلس نيز جداگانه صورت گيرد ، چون غير از كلمات مشترك كلمات بسيار ديگرى هم هست كه فقط در بعضى مناطق به كار مىرود و از اين جهت مطالعهء زبانهاى محلّى از اين نظر به‌طور جداگانه ضرورت دارد . و امّا دربارهء كلماتى كه در زبان فصيح عربى به كار رفته و مىرود و در كتابهاى لغت هم ذكرى از آنها هست ، نخستين كارى كه بايد صورت گيرد اينست كه با مطالعهء دقيق در لغت‌نامه‌هاى عربى اين كلمات از متن لغت استخراج و جداگانه فهرست شود . ولى اين كار به تنهائى كافى نيست ، زيرا چنان كه در جاى ديگر هم گفته‌ايم كلمات فارسى كه در عربى به كار رفته به سبب دگرگونيهاى بسيارى كه در آنها روى داده و در اثر مرور زمان غالبا بطورى شكل عربى گرفته و از اصل خود دور افتاده‌اند كه امر بر ارباب لغت هم مشتبه شده و آنها را از ريشهء عربى شمرده و اصل فارسى آنها را نشناخته‌اند . بنابراين نبايد دامنهء تحقيق را تنها به آنچه در كتابهاى لغت به تعريب آنها تصريح شده ختم نمود ، و گفتهء لغت‌نويسان را بىچون و چرا و بدون تحقيق و دقت پذيرفت . گذشته از مراجعهء كتب لغت يكى از كارهاى ضرورى ديگرى هم كه در

--> ( 1 ) . اين كتاب در سال 1960 ميلادى در 217 صفحه در مطبعهء عانى بغداد با كمك وزارت فرهنگ عراق به چاپ رسيده است .