محمد مهدى ملايرى
185
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آورده بودم ولى در پايان آن هم افزوده بودم كه « با اين حال تا وقتىكه به جز آنچه در برخى فرهنگهاى فارسى آمده موارد استعمال ديگرى براى واژهء ايدى يا معنى ديگرى غير از معانى معروف براى كلمهء ايدون در مآخذ معتبر فارسى يافت نشود دور از احتياط خواهد بود كه در اينباره حكم قطعى شود و پا را از حد احتمال فراتر نهاد » . ذكر ايدون در اينجا بدينسبب بوده كه واژهء ايدى اگر در آن تحريفى روى نداده باشد با واژهء ايدون كه در فارسى قديم كاربرد فراوان داشته از يك ريشهاند ، معنىهايى كه در فرهنگهاى فارسى براى ايدون نوشتهاند از قبيل اكنون و اينچنين و اينجا و معنىهاى ديگرى در همين مايه با ايضا و نيز زياد تناسبى ندارند ولى با دقت در موارد استعمال اين كلمه در متنهاى قديمى مىتوان به مواردى برخورد كه در آنها معنى ايضا و نيز براى ايدون متناسبتر از معنىهايى است كه در لغتنامهها براى آن آمده است . براى نمونه مىتوان به ص 5 - 8 تاريخ بلعمى نگاه كرد و اگر به اين نكته هم توجه شود كه تلفظ « ضاد » در عربى شبيه « دال مفخم » است ، ايدون و ايضا يك كلمه مىشوند و اين را هم مىتوان تأييد ديگرى براى آن احتمال شمرد . از ترجمهء مقالهء دخويه به قلم آقاى مدنى اين امر كه الس هاوزن واژهء ويد را به وند ( - و اند ) تصحيح كرده به خوبى دانسته مىشود ، ولى آنچه به خوبى دانسته نمىشود اين است كه آيا اين تصحيح منحصر به همان ويد دوم است كه در برابر نيف قرار گرفته ، يا هردو مورد را شامل مىشود . در صورت اول آيا اين دانشمند به حذف سؤاليه هم كه در اينجا ذكر آن رفت توجه نموده است يا نه و در صورت دوم آيا كلمهء ايضا را چگونه معنى كرده و چه وظيفهاى براى آن در اين روايت شناخته است . اين سؤال از اينجا پيش مىآيد ، و پاسخ آن هم از اينرو براى روشن شدن اين بحث اهميت مىيابد ، كه گاه ممكن است در خواندن همين عبارت عربى هم كه در بالا ذكر شد با كمى بىدقتى در قطع و وصل جملهها سهو و اشتباهى رخ نمايد كه مفهوم عبارت را عوض كند ، چنان كه در ترجمهء مرحوم تجدد چنين وضعى پيش آمده . وى اين عبارت را چنين ترجمه كرده است : « گفت