محمد مهدى ملايرى

180

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

كردم . به جز مواردى كه ايشان اشاره كرده بودند خود من هم به سه چهارم مورد ديگر از اين قبيل برخوردم كه به يكى از آنها در همان نوشتهء سابق خود اشاره كرده‌ام و آن نظر دكتر محمد معين بود در ذيل واژهء ويد در برهان قاطع كه به مناسبت ذكر همين روايت بلاذرى واژهء ششويه را به پنجويه اصلاح كرده بود ، و چند مورد ديگر را هم از اين فرصت استفاده مىكنم و براى تكميل اين بحث در اين‌جا مىآورم . يكى اين‌كه فلوگل هم در تعليقات بر الفهرست ( ص 108 ) دربارهء اين كلمه به راه حل قطعى دست نيافته و به اعتبارى ششويه را به جاى پنجويه دانسته ، و ديگر اين‌كه به نقل دكتر معين آيت اللّه‌زادهء مازندرانى هم كه از فقيهان و عربىدانان بوده مانند تجدد - مترجم الفهرست به فارسى - بر آن بوده است كه چون خمس در اسلام شامل شش قسمت است ( به اعتبارى كه اصحاب خمس شش طبقه‌اند ) در موقع نقل دواوين ، ششويهء ايرانى را به جاى خمس پذيرفتند . ( تعليقات برهان قاطع ، جلد پنجم ، ص 182 ) و ديگر يادداشت علامهء فقيد دهخدا بر واژهء ششويه است در لغت‌نامه بدين‌مضمون « گويا در زمان ساسانيان از اين كلمه ارادهء خمس و پنج يك مىشده است . » . و اما اين‌كه استناد من در تصحيح آن واژه‌ها تنها به معادلهاى عربى آنها در همان روايت بوده نه چيز ديگر ، بدين‌سبب است كه با كمى دقت در همان معادلها و با كمى حوصله در محاسبهء اعداد كسرى كه در آن روايت آمده و با كمى تأمل در موارد فصل و وصل جمله‌ها مىتوان به موارد تحريف در واژه‌هاى فارسى و در نتيجه به اصل آنها پىبرد . شايد اين باعث تعجب شود كه اگر كار به اين آسانى بوده چگونه است كه آن‌همه صاحب‌نظرانى كه نامشان برده شد به اين مطلب پىنبرده بوده‌اند ؟ شايد چنين باشد ، ولى دامنهء سهو و غفلت در آدمى آن چنان گسترده و نامحدود است كه هيچ‌چيز در اين زمينه‌ها باعث تعجب نيست . زندگى همهء ما پيوسته در همين سهوها و غفلتها مىگذرد . به‌هرحال شايد براى رفع ابهام بهتر باشد كه اين آزموده را يك بار ديگر در اين‌جا بيازماييم ، و