محمد مهدى ملايرى

175

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مىرفته ، بوده است . كريستن سن شرحى را كه در چهار مقالهء نظامى عروضى در باب صناعت دبيرى آمده بر دوران ساسانى نيز قابل انطباق دانسته و در وصف منشآت عصر ساسانى چنين نوشته است : ايرانيان از ديرباز به مراعات ظاهر نامه و آرايش آن اهميت زياد مىداده‌اند . احكام رسمى و نامه‌هاى خصوصى مىبايستى هميشه به سبكى مصنوع و متناسب نوشته شود . در منشآت اين عصر اقوال حكيمانه و مواعظ اخلاقى و دينى و اشعار و لغز و معماهاى لطيف دست بهم داده مجموعهء ظريف و زيبايى بوجود مىآورده‌اند . در طرز انشا و همچنين در نوشتن عنوان نامه‌ها بقدرى دقت به كار مىرفت كه مقام هريك ، از فرستنده و گيرندهء نامه از آن به خوبى معلوم مىشد . در نامه‌هايى كه بين پادشاهان ساسانى با يكى از كارگزاران يا با يكى از پادشاهان اطراف مبادله مىشد همان ميل و علاقه به صنايع بيانى و محاسن لفظى كه در كتب ادبى پهلوى و خطابه‌هاى تاجگذارى ديده مىشود به شكل آشكارترى مشهود است . « 1 » در نامهء تنسر در بيان طبقات مردم كه « اعضا » خوانده شده و جمعا به چهار « عضو » تقسيم شده‌اند ، دربارهء طبقهء دبيران چنين آمده : عضو سوم ، كتّاب ، و ايشان نيز بر طبقات و انواع : كتّاب رسائل ، كتّاب محاسبات ، كتّاب اقضيه و سجلّات و شروط ، و كتّاب سير ، و اطباء و شعرا و منجمان داخل طبقات ايشان . « 2 » گروهى كه در اين‌جا « كتّاب محاسبات » خوانده شده‌اند ظاهرا همان « آمار دبيران » اند كه در مفاتيح العلوم خوارزمى ذكرى از آنها رفته ، « 3 » و آنها كه « كتّاب اقضيه » خوانده شده‌اند در كتاب خوارزمى از ايشان به صورت « داد ديبهر » ( - داد دبير ) ياد شده « 4 » و در كتاب التنبيه حمزهء اصفهانى هم « داد دفيره » كتابت

--> ( 1 ) . كريستنسن ، همان كتاب ، ص 127 - 128 . ( 2 ) . نامهء تنسر . ( 3 ) . خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 5 . ( 4 ) . همان كتاب ، همان صفحه .