محمد مهدى ملايرى
176
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
احكام و اقضيه معنى شده است . « 1 » « سجل » ، عبارت از حوالههاى مخصوصى بوده كه براى سفيران يا خبرگزاران يا مأموران دولتى كه شغلشان ايجاب مىكرده كه غالبا در سفر باشند صادر مىشده و فرق آنها با حوالههاى عادى اين بوده كه آنها به عهدهء يك شخص يا يك كارگزار صادر نمىشده و محدود به وقت معينى هم نبوده ، بلكه همهء كارگزارانى كه در مسير آنها قرار مىگرفتهاند موظف به اجراى مفاد آن بودهاند و ظاهرا به همين علت هم بوده كه اين حوالهها مىبايستى به مهر شاه برسد و چنانكه گذشت براى اين حوالهها مهر مخصوصى هم وجود داشته و شايد به صورت فرمان صادر مىشدهاند . « كتّاب سير » وقايعنگاران و تاريخنويسان بودهاند . تاريخنويسى به معنى ثبت وقايع مهم ظاهرا از خيلى قديم در ايران معمول بوده . در نامهاى كه پيشوايان يهود به اردشير دوم پادشاه هخامنشى نوشتهاند از « سفر تواريخ » در دربار شاهان هخامنشى سخن رفته و از پاسخى كه از سوى آن شاه به ايشان فرستاده شده ، وجود چنين سفرى تأييد شده است . « 2 » در دورهء ساسانى هم مانند عصر هخامنشى نوشتن روزنامههاى رسمى و ثبت وقايع مهم معمول بوده و منصب نگهبانى سالنامههاى سلطنتى يكى از منصبهاى مهم دربار ساسانى بشمار مىرفته و چنانكه كريستن سن متذكر شده ، يكى از منابعى كه آگاتياس تاريخنويس رومى ( درگذشته به 582 م . ) در كتاب خود دربارهء ژوستى نين از آن بهره جسته ، مجموعهء سالنامههاى رسمى ساسانى بوده كه در بايگانيهاى دولتى تيسفون نگاهدارى مىشده و سرجيوس مترجم معروف آن زمان ، كه خسرو انوشروان او را بهترين مترجمان مىدانست ، با اجازهء سرپرستان آرشيو سلطنتى نام شاهان ايران و دوران پادشاهى و كارهاى بزرگ هريك از آنان را از روى آنها يادداشت كرده و پس از ترجمه به زبان يونانى به آگاتياس داده است . « 3 »
--> ( 1 ) . محمد تقى بهار ( ملك الشعراء ) سبكشناسى ، ج 1 ، ص 99 . ( 2 ) . تورات ، سفر عزرا ، 4 : 15 . ( 3 ) . كريستن سن ، همان كتاب ، ( ترجمهء فارسى ) ، ص 70 - 71 .