محمد مهدى ملايرى
173
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
وظيفهء زمامدار در گردش كار دبيرخانهء شاهى اين بوده كه نخست اصل توقيع را كه از دفتر مخصوص توقيعنويس يا دبيربد دريافت مىداشته به نزد كاردار يا رئيس دار الانشاء بفرستد تا براساس آن نوشتهاى جامع و شايسته آماده كند و نزد او بازپس فرستد ، تا پس از بررسى آن و حصول اطمينان از اينكه هم شامل همهء نكات توقيع و هم داراى تمام شرايط و خصوصياتىست كه يك نامه يا فرمان صادر شده از دبيرخانهء شاهى بايد دارا باشد ، آن را نزد شاه ببرد و بر او عرضه بدارد و در حضور او آن را به يكى از مهرهاى متعدد او كه مىبايستى براى چنان نوشتهاى به كار رود ، مهر كند و با مهر كردن آن ، نامه يا فرمان براى صدور آماده مىگشت . براى هرنوع از فرمانها يا نامههايى كه از دبيرخانهء شاهى صادر مىشده ، مهر مخصوصى وجود داشته كه همهء آنها به استثناى مهرى كه اختصاص به نامهها و دستورهاى بسيار محرمانه داشته در اختيار زمامدار بوده و او بوده كه به تناسب هرفرمان يا نامهاى در حضور شاه مهر مخصوص آن را به كار مىبرده است . ابن مقفع ، به روايت بلاذرى « 1 » مهرهاى يكى از پادشاهان ايران را با اين عنوانها برشمرده است : مهرى براى نامهها و دستورهاى محرمانه ، مهرى براى نامههاى عادى ، مهرى براى حوالههاى مخصوص كه در عربى به نام « سجلّ » خوانده مىشده و همچنين اقطاعها و فرمانهاى اعطاى منصبها ، مهرى براى خراج كه گزارش ساليانهء امور مالى كشور شامل صورت عايدات و مخارج به نشانهء تصويب و دستور اجرا با آن مهر مىشده است . استاد فقيد كريستن سن « 2 » از گفتهء ابن مقفع يك مهر هم براى محكمهء جنائى ذكر كرده كه در اين روايت بلاذرى ديده نشد ، ولى در صورتىكه مسعودى از مهرهاى خسروپرويز به دست داده ، دو مهر هست كه چنين كاربردى داشته ، يكى مهرى بوده كه با آن فرمانهاى تبرئه و عفو نافرمانان و گنهكاران مهر مىشده و ديگر مهرى بوده كه با آن احكام اعدام و گردن زدن محكومان به مرگ را مهر مىكردهاند . مسعودى مهرهاى ديگرى هم
--> ( 1 ) . همان كتاب ، همان صفحه . ( 2 ) . كريستن سن ، همان كتاب ، ص 276 .