محمد مهدى ملايرى
157
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
واگذارد جاسوسانى بر او گمارد كه اخبار او را به او برسانند و اخبارى كه از او مىرسيد همه آن چيزهايى بود كه او مىخواست . « 1 » و يعقوبى هم در اينباره نوشته است انوشروان هرمزد را آزمود و او را چنان يافت كه مىخواست ، و هرمزد همهء پرسشهاى او را با پاسخهاى استوار پاسخ داد و جز گفتار نرم و خوب با او نگفت . « 2 » با اين مقدمات مىتوان گفت كه از دو كتابى كه ابن نديم ذكر كرده آنكه بجز عهد خسرو ، پاسخ هرمزد را هم در برداشته شرح اين مجلس آزمون و گفت و شنودهايى بوده كه در آن رفته ، و آن ديگر كه شامل پاسخ نبوده همان عهد معروف انوشيروان بوده كه مانند ساير عهدهاى شاهان ساسانى به وليعهد خود نوشته يا نويسانده است ، و ظاهرا ترجمهء عربى آن در بلاغت پايگاهى بلند داشته تا جايىكه به گفتهء ابن نديم آن را سرچشمهء بلاغت مىخواندهاند ، « 3 » و اينكه اين دو نوشته هردو به نام عهد خوانده شده ، ظاهرا از آميختگى آندو و اخبار مربوط به آندو رويداد ناشى شده است . عهد خسرو پرويز به پسرش شيرويه دربارهء اين عهد كه مطالبى از آن در برخى مآخذ اسلامى آمده ، « 4 » آنچه مىتوان گفت اين است كه اين عهد را بسبب آميخته شدن مطالب آن با نوشتهء ديگرى كه در تواريخ از قول خسرو پرويز به شيرويه نقل شده و مربوط به رويداد ديگرىست كه بين پدر و پسر گذشته است ، پردهاى از ابهام فراگرفته است كه جاى بحث و بررسى دربارهء آن اينجا نيست . « 5 » آن رويداد ديگر ، قيام
--> ( 1 ) . الاخبار الطوال ، ص 74 و 75 . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 165 . ( 3 ) . الفهرست ، ص 316 . ( 4 ) . از آن جمله در الوزراء و الكتّاب جهشيارى ، ص 10 ؛ ابن قتيبه ، عيون الاخبار ، ج 1 ، صفحات 11 و 15 و 17 و 30 ، و 59 و 288 و 328 ؛ السعادة و السعاد ، ص 443 . ( 5 ) . توضيح بيشتر در اينباره را در كتاب " الترجمة و النقل عن الفارسية . . . " ، ص 152 خواهيد يافت .