محمد مهدى ملايرى
155
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نوشته شود » ، « قانونى بزرگ در دورانديشى » ، « قانون بزرگ ديگرى در سياست » و عنوانهاى ستايشآميز ديگر . آنچه دربارهء اين عهد گفتنى مىنمايد اين است كه از برخى قطعاتى كه عامرى از اين عهد از كتاب خداىنامه نقل كرده و بدان تصريح نموده چنين برمىآيد كه همهء اين عهد در خداىنامه بوده ولى در شاهنامهء فردوسى آنچه از اين عهد آمده از شش بيت تجاوز نمىكند ، در صورتىكه تكههايى از ترجمهء عربى اين عهد كه در مآخذ عربى اسلامى آمده و اجمالا به آنها اشاره شد به گفتهء ثعالبى آن را عهدى بلند نشان مىدهد كه مجموعهء آنها اگر به مقدار عهد اردشير نباشد چيزى هم از آن كمتر نيست . عهد قباد به پسرش خسرو انوشروان از اين عهد ، ابن طباطبا در كتاب تاريخ الدول الاسلامية يك قطعه نقل كرده كه برگردان مقدمهء آن چنين است : اى فرزند هرگز با بخيل تنگنظر مشورت مكن ، زيرا او تو را از رسيدن به غايت فضل بازمىدارد ، و از آدم ترسو نيز نظر مخواه ، زيرا او در هنگامىكه بايد از فرصتى بهره جست كار را بر تو دشوار جلوه مىدهد و فرصت از دست مىرود . « 1 » در شاهنامه هم اين عهد به اختصار ياد شده « 2 » و ثعالبى پس از شرح سرگذشت مزدك و فسادى كه بسبب تأييد قباد از او بر كشور و مردم روى داد و ذكر پشيمانى قباد از اين كار به بيمارى قباد اشاره كرده گويد : عهد سلطنت را به انوشروان داد و به او گفت اى فرزند براى اصلاح آنچه من به فساد كشيدم و درمان آن بيمارى كه من پديد آوردم كسى جز تو نيست . پس جاى پدرت بنشين و براى جبران آنچه شده و احياء سلطنت از خداوند كمك
--> ( 1 ) . ابن طباطبا ، تاريخ الدول الاسلامية ، چاپ دار صادر ، بيروت ، 1960 م ، ص 65 . ( 2 ) . شاهنامه ، ج 8 ، ص 2308 - 2309 .