محمد مهدى ملايرى
135
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
است ، يكى در جايى كه كتابى از آن ايرانيان را وصف كرده كه وى در سال 314 در شهر استخر فارس در خانهء يكى از دودمانهاى اشراف ايرانى ديده و دربارهء آن گفته است كه آن كتاب متضمن اخبار و دانشهايى بود كه من آنها را در هيچ يك از كتابهاى ايشان ( يعنى ايرانيان ) مانند خداىنامه و آييننامه و گاهنامه نديده بودم ، « 1 » و ديگر به مناسبت ذكرىست كه او از مقامهاى بالاى دولت ساسانى كرده است : ايرانيان را مراتبى هست كه بزرگترين آنها پنج مرتبت است . نخستين و بالاترين آنها موبدان موبد است كه همهء امور دينى كشور را زيرنظر مىداشت . و قاضى القضاة مملكت هم مىبود . مقام دوم بزرگ فرمدار يا وزير كه ناظر بر ادارهء همهء امور كشور بود . و سوم اسپهبد كه امر سپاه را برعهده مىداشت و چهارم دبيربد كه امور ديوانى كشور را سرپرستى مىكرده . پنجم هوتخشهبد كه ادارهء امور كارورزان يعنى همهء آنها كه كار و پيشهاى داشتهاند مانند صنعتگران و بازرگانان و كارگران و كشاورزان و مانند آنها را برعهده داشته . مسعودى پس از شرح اين وظايف و تقسيمات آنها گويد : و ايرانيان را كتابىست كه به آن گاهنامه گويند . در اين كتاب همهء مراتب مملكت ايران كه ششصد مرتبه است برحسب ترتيبى كه به آن دادهاند ذكر شده و اين كتاب از جملهء آييننامه است . « 2 » در ديوانهاى خراج اسلامى منصبى هم به نام جهبذ وجود داشته و خوارزمى آن را خازن يعنى خزانهدار معنى كرده . « 3 » اين كلمه صورت عربىشدهء گهبد يا گاهبد فارسىست . به نظر هرتسفلد ، گاهبد در ديوان خراج ساسانى نگهبان مسكوكات و نقدينههاى خزانه بوده است . « 4 » و شايد هم به همينسبب بوده كه جهبذ در عربى به معنى « صيرفى » يعنى كسى كه در نقد طلا و تشخيص عيار آن
--> ( 1 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 106 . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 103 و 104 . ( 3 ) . خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 55 . ( 4 ) . هرتسفلد ، پايكولى ، شمارهء 247 به نقل كريستن سن از او در Iran Sous Les Sassanides , P . 118