محمد مهدى ملايرى
136
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مهارت مىداشته نيز به كار رفته است . ولى با اينحال باز نمىتوان اين احتمال را از نظر دور داشت كه با توجه به معناى « گاه » در كلمهء گاهنامه ، « گاه بد » هم مىبايد در اصل يعنى در همان زمانى كه چنين منصبى در دربار ايران بوجود آمده منصب يكى از بزرگان بوده باشد كه بر مراتب و درجات و حفظ انساب و تشخيص حدود و تعيين وظايف و حقوق آنها اشراف مىداشته است . و آنچه اين احتمال را قوّت مىبخشد اهتمامىست كه در دوران ساسانى به حفظ طبقات و مراتب ايشان مىشده . در نامهء تنسر از جمله قواعد و اصولى كه اردشير مؤسس شاهنشاهى ساسانى براى ترفيع و تشريف اهل بيوتات ( يعنى خاندانهاى ممتاز ) و مراتب و درجات وضع كرده يكى اين را شمرده كه « ميان اهل درجات و عامه تمييزى ظاهر و عام پديد آورد به مركب و لباس و سراى و بستان و زن و خدمتكار . » و بعد از آن ميان ارباب درجات هم تفاوت نهاد « به منخل و مشرب و مجلس و موقف و جامه و حليه و ابنيه بر قدر درجهء هريك . . . و ديگر اينكه نسب و مناكحه را محظور ساخت از جانبين تا هيچ مردمزاده زن عامه نخواهد و نسب محصور ماند و اگر خواهد ميراث بر او حرام گردد ، و ديگر اينكه عامه مستغل و املاك بزرگزادگان نخرند و در اين معنى مبالغت روا داشت تا هريك را درجه و مرتبه معين ماند و به كتابها و ديوانها مدون گردانند . » « 1 » و مسلّم است كه براى اجراى چنين اصول و قواعدى در سطح گستردهء كشور نياز به دستگاهى متناسب و مجهز مىبوده كه گرچه از آن آگاهى درستى در دست نيست ولى چنانكه گذشت اين احتمال هست كه به قرينهء گاهنامه عنوان كسى هم كه اشراف بر چنين دستگاهى مىداشته « گاهبد » بوده باشد . ديگر از نوشتههايى كه در همين زمينه از دوران ساسانى به دوران اسلامى رسيده ، رسالهاى بوده است از نوع تاجنامهها و آن همان است كه نشانههاى بسيارى از آن را در كتاب منسوب به جاحظ نويسندهء معروف عربى در قرن سوم
--> ( 1 ) . نامهء تنسر ، به تصحيح مجتبى مينوى ، چاپ دوم ، تهران ، دىماه 1354 ه . ش . ص 64 - 67 .