محمد مهدى ملايرى
134
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
را در اوايل قرن دوم هجرى ابن مقفع به عربى ترجمه كرده و در عربى به نام « كتاب الآئين » يا « الآئين » خوانده شده است . « 1 » ابن قتيبهء دينورى ( درگذشته به سال 276 هجرى ) در كتاب عيون الاخبار چند قطعه از اين كتاب را به تناسب مطالب مختلفى كه در كتاب خود آورده با عنوان « در كتاب آيين خواندم » يا « در كتاب آيين آمده » نقل كرده كه از آنها مىتوان تا حدى به محتويات اين كتاب پىبرد . اين چند قطعه دربارهء آيين جنگ ، تيراندازى ، چوگانبازى ، تربيت و آداب معاشرت ، و پيشگويىست و چند قطعه از آنها هم به دربار و درباريان و شاهان و قضات مربوط است كه مىتوان آنها را هم گزيدهاى از رسالهاى در همين زمينهها دانست . « 2 » آنچه در اين كتاب آييننامه از لحاظ ارتباط آن با موضوع بحث ما داراى اهميت خاص است بخشى از آن است به نام گاهنامه . واژهء « گاه » را در زبان فارسى از ديرباز معانى چندى بوده كه امروز هم بيشتر آنها به كار مىرود ، ولى در نام كتاب گاهنامه معنى ديگرى از آن مقصود بوده كه در فارسى امروز نه به صورت گاه ، بلكه در شكل معرّب آن يعنى جاه « 3 » كه به معنى مقام و مرتبت است به كار مىرود ، چه در كتاب گاهنامه مقامها و مرتبهها و مشاغل در دولت ساسانى و مشاغلى كه با آنها ارتباط مىداشته است شرح داده مىشده است . مسعودى در دو جا از كتاب التنبيه و الاشراف خود از اين گاهنامه ياد كرده
--> ( 1 ) . نام اين كتاب در اين مآخذ آمده است : ابن نديم ، الفهرست ، ص 118 و 305 ؛ مسعودى ، التنبيه و الاشراف ، ص 104 و 106 ؛ ثعالبى ، غرر ملوك الفرس ، ص 14 . و به گفتهء كريستن سن ( Iran Sous Les Sassanides , P . 57 ) آثارى از آن را در نامهء تنسر و در تاريخ حمزهء اصفهانى و جوامع الحكايات عوفى مىتوان يافت . ( 2 ) . اين قطعات را در كتاب عيون الاخبار در اينجاها خواهيد يافت : ج 1 ، ص 8 ، 62 ، 112 - 115 ، 133 - 134 ، 151 - 153 ، 312 و ج 2 ، ص 221 و ج 3 ، ص 278 . ( 3 ) . « جاه » در عربى هم همين معنى را دارد و عدم توجه به اين امر كه « جاه » معرب « گاه » فارسى است برخى از علماى عربيت را در توجيه معناى آن كه در عربى براى آن اصلى نيافتهاند به فرض و تأويل واداشته ، بدينمعنى كه آن را مقلوب « وجه » شمرده و معنى مقام و مرتبت را از آن گرفتهاند .