محمد مهدى ملايرى

124

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

حدّى كه زبان ايرانيان پيش از اسلام و همهء آثار مكتوب ايشان را دربر گيرد . قديمىترين روايتى كه دربارهء زبان پهلوى در مآخذ عربى اسلامى ديده مىشود همان است كه ابن نديم از ابن مقفّع نقل كرده ، روايتى كه از قديم تاكنون يكى از راهنماهاى اصلى محقّقان براى شناخت زبانها يا لهجه‌هاى فارسى بوده است . در قديم كسانى همچون خوارزمى و حمزهء اصفهانى و ياقوت از آنها بهره گرفته‌اند و در دوران معاصر هم همهء محقّقان سرشناس اين رشته آن را كم‌وبيش مورد بررسى قرار داده‌اند . ابن مقفّع در اين روايت از لهجه‌ها يا گونه‌هاى مختلفى نام برده كه همه زير عنوان عام زبان فارسى يا يكى از انواع آن شناخته مىشده‌اند . يكى از اين زبانها پهلوى بوده است كه دربارهء آن گويد : پهلوى منسوب است به پهله و پهله نامى است كه بر پنج شهر گفته مىشود كه شامل اصفهان و رى و همدان و ماه نهاوند و آذربايجان مىشده . « 1 » از اين روايت ابن مقفّع مىتوان چنين فهميد كه در اين دوران كه اواخر دوران ساسانى و اوايل عصر اسلامى را دربر مىگيرد ، پهله جز بر اين مناطق و پهلوى جز بر لهجهء بومى اين مناطق غربى و شمال غربى ايران اطلاق نمىشده . مؤيّد اين امر هم مطلبى است كه در المسالك و الممالك ابن خردادبه آمده ، يعنى قديمىترين كتابى كه در شناخت راهها و سرزمينها در دوران اسلامى تأليف شده و به ما رسيده و آن‌هم چنان كه در جاى خود ذكر شده بيشتر مطالب آن به دوران اخير ساسانى ارتباط مىيابد . در آنجا هم سرزمين پهلويها با مختصرى اختلاف همين جاهائى است كه ابن مقفّع ذكر كرده است . « 2 » اين تصويرى است تا حدّى روشن از زبان پهلوى و قلمرو آن در قرنهاى نخستين اسلامى ، ولى در مؤلّفات دوره‌هاى بعد كم‌كم در اثر نارسايى و درهم ريختن اطّلاعات ، هم بر ابهام آن افزوده و هم قلمرو آن تغيير يافته كه در اين مختصر جاى پرداختن به آن نيست . در سالهاى اخير هم كه فرصتى دست داد تا به تنظيم يادداشتهاى انتشار نيافتهء خود در همين زمينه‌هاى مشترك فارسى - عربى بپردازم و آنها را براى

--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 13 . ( 2 ) . المسالك و الممالك ، ص 57 .