محمد مهدى ملايرى

125

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

انتشار در مجموعه‌اى كه « تاريخ و فرهنگ ايران در دوران انتقال از عصر ساسانى به عصر اسلامى » « 1 » نام گرفته است آماده سازم وقتى در اين سير و سلوك به زبان فارسى و سرگذشت آن در اين دوران رسيدم شك و ترديد ديرينه صورت ديگرى به خود گرفت و سؤالهاى ديگرى برانگيخت كه حتّى برخى از امورى را هم كه تقريبا از اصول مسلّمهء تاريخ اين دوران به شمار مىرفت نيز در خود گرفت و مهمتر از همه اين سؤال بود كه آيا در اين دوران چه واقعهء خارق عادتى در اين سرزمين اتّفاق افتاده كه بر اثر آن زبان ايرانيان در دوران اسلامى آن‌چنان با زبان پيش از اسلام ايشان فرق كرده باشد كه براى تشخيص آن‌دو از يكديگر آنها را با دو عنوان پهلوى و فارسى اسلامى بخوانند و براى فهم آنها نياز به ترجمهء يكى به ديگرى باشد چنان كه در مباحث مربوط به شاهنامهء فردوسى از ترجمهء خداينامهء پهلوى به شاهنامهء فارسى سخن مىرود . از آنجا كه تغيير زبان و حتّى تغيير لهجه كه خيلى آسانتر از زبان است كار ساده‌اى نيست كه در عالم واقع هم مانند عالم وهم و تصوّر به آسانى صورت گيرد و بتوان از آن هم مانند تغيير دين يا دولت سخن گفت ، پژوهنده‌اى كه بخواهد چنين تغييرى را كه تقريبا امرى خارق‌العاده است با معيارهاى علمى و واقعى بسنجد و بىآنكه گفته يا نوشتهء ديگران را نسنجيده تكرار كند خود دربارهء آن بينديشد و در جست‌وجوى علل و عوامل اصلى و كيفيّت عملى آن برآيد ناچار بايد به تحقيق در اين امر بپردازد كه آيا با حملهء اعراب به ايران و گسترش اسلام در بين ايرانيان چه واقعهء خارق عادتى اتّفاق افتاده كه چنين نتيجه‌اى غير عادى به بار آورده و امرى تقريبا ناممكن را ممكن ساخته است ؟ و چون با همين انديشه و با معيارهاى واقعى درصدد يافتن پاسخى براى اين سؤال برآيد به اين نتيجه مىرسد كه نه تنها در هيچ‌يك از آن‌دو واقعه در ايران امرى خارق عادت اتّفاق نيفتاده كه انقطاع كلّى از گذشته را ايجاب كند ، بلكه رويدادها به

--> ( 1 ) . از اين مجموعه تاكنون مجلد اول و دوم و سوم انتشار يافته و مجلدات چهارم و پنجم در دست انتشار است و كتاب حاضر مجموعه مقالاتى است در رابطه با اين موضوعات ( ناشر ) .