محمد مهدى ملايرى

117

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

غير از بيستويه شامل ساير عقود مانند « سى و يه » و « چهل و يه » و بالاتر هم بوده و با رويه‌اى كه صالح جواب داده ناچار مىبايستى آنها را هم ثلث عشر و ربع عشر و به همين ترتيب ترجمه كرده باشد . سؤال مردان شاه بسيار زيركانه است ، ولى جواب صالح هم سرمشق آموزنده‌اى براى مترجمان خودمان خواهد بود كه چگونه مىتوان از ابزار موجود هرزبان براى بيان معانى جديد استفاده نمود تا به محض آنكه معادل كلمه‌اى را در دسترس خود نيافتند بىدرنگ زبان را به نقص و نارسايى متهم نكنند . و امّا در عبارت بعدى : « فكيف تصنع بويد ؟ قال اكتب و ايضا » در رساله‌اى كه چند سال پيش با عنوان « المترجمون و النقلة عن الفارسية فى القرون الاسلامية الاولى » نوشته بودم « 1 » و در ترجمهء حال زادان فرخ روايت الفهرست را نقل كرده بودم در ذيل اين عبارت احتمال داده بودم كه كلمهء « و ايضا » كه صالح در برابر كلمه « ويد » قرار داده تعريب آن باشد نه ترجمهء آن و در اينجا در توضيح آن احتمال ذكر چند مطلب را لازم مىدانم : يكى اين‌كه كلمهء « ايضا » نه در اشعار دورهء جاهليت ، نه در قرآن كريم و نه در احاديث معتبر و صحيح كه مآخذ اصلى زبان عربى به شمار مىروند استعمال شده ، نه خود اين كلمه و نه مشتقات بسيار محدود آن ، و به اين جهت اين كلمه را عربى الاصل ندانسته‌اند . برخى احتمال داده‌اند كه اين كلمه از لاتين IDEM كه به همين معنى است منقول باشد . علامه مرحوم محمد قزوينى پس از ذكر اين قول نوشته‌اند : « اين فقره با كمال غرابتش قابل تأمل و جالب نظر است » « 2 » . عبد الله العلايلى در لغت‌نامهء « المرجع » اين نظر را كه اين كلمه از فارسى به زبان عربى راه

--> ( 1 ) . اين رساله در سال هفتم مجلهء « الدراسات الادبية » نشريه كرسى فارسى دانشگاه لبنان شمارهء 3 و 4 انتشار يافت و به‌طور جداگانه نيز با همين نام جزء انتشارات دانشگاه لبنان منتشر گرديد ، بيروت ، 1965 . در اين‌جا بايد به اين مطلب اشاره كنم كه در نقل عبارت الفهرست در آن رساله هم ششويه چاپ شده و به تصحيح آن به صورتىكه در اين مقاله ذكر شده توجهى نشده و بايد به همين صورت تصحيح شود . ( 2 ) . يادداشت‌هاى قزوينى ، ج 1 ، ص 153 .