محمد مهدى ملايرى

110

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

در اينجا باز بايد به يك مطلب ديگر توجه شود و آن اين است كه نقل ديوان از فارسى به عربى جز تغيير زبان تغيير مهم ديگرى را در ديوان‌هاى خراج باعث نگرديد ، يعنى اين تغيير و تحول به اصول دفترى و نظام امور مالى كه از قديم در اين ديوانها حكمفرما بود سرايت ننمود ، بلكه آن اصول به همان صورت و با همان رسم و آيين كهن و غالبا زيرنظر دبيران ايرانى همچنان پابرجا و استوار ماند ، و از آنجا كه در دورهء ساسانى كار ديوانى از جملهء امورى بود كه اختصاص به طبقهء خاصى از اشراف و بزرگان داشت و طبقهء دبيران خود از طبقات ممتازهء آن دوره به شمار مىرفتند ، به اين جهت تصدى امور ديوان و پيشهء دبيرى هم در بين همان طبقه دست به دست و نسل به نسل مىگشت ، ظاهرا پس از اسلام هم با آنكه نظام طبقاتى در آن حكمفرما نبوده باز اين رسم و آيين كم‌وبيش در ديوانهاى ايران ادامه داشته است . ابن حوقل كه در قرن چهارم مىزيسته دربارهء فارس مىنويسد : « در فارس سنتى نيكو و مردم آنجا را عادتى پسنديده است و آن گرامى داشتن خاندانهاى قديمى و بزرگ شمردن صاحبان نعمت ازلى است . در اين ناحيه خاندانهايى هستند كه كار ديوان را از روزگار باستان تاكنون به ارث مىبرند . » ابن حوقل چند خاندان از همين خاندانهاى قديم ايرانى را مانند خاندان حبيب و خاندان صفيه و خاندان مرزبان ذكر كرده و دربارهء خاندان مرزبان گويد كه اين خاندان قديمىترين دودمانهاى ايرانى فارس و از حيث شماره بزرگترين آنها است و كارهاى ديوانى از زمان بسيار قديم در دست ايشان مىباشد . « 1 » و همين امر هم باعث شده بود كه اصول نظام ديوانى قديم حتى پس از ترجمه به عربى باز به همان صورت با تغييرات جزئى كه لازمه تغيير و تحول نوع حسابها بود همچنان باقى بماند . دربارهء ترجمهء ديوان عراق از فارسى به عربى روايتى از مدائنى نقل شده كه از آن مىتوان اهميت اين واقعه را از نظر معاصران و اثرى را كه براى آن در ناتوان كردن زبان فارسى پيش‌بينى مىكرده‌اند به خوبى دريافت . چنين پيدا است

--> ( 1 ) . صورة الارض ، ج 2 ، ص 292 - 294 .