محمد مهدى ملايرى

105

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

در دوران اسلامى با فراز و نشيبهاى علم و معرفت در جهان اسلام داشته از اين رو تنها به همين مطلب اشاره مىشود . غزّالى در كيمياى سعادت در باب منكرات بازارها ، خريد و فروش چيزهايى را كه در جشنهاى نوروز براى بازى كودكان مىساخته‌اند ، مانند صورت حيوانات و سپر و شمشير چوبين و بوق سفالين و مانند اينها را - كه در نفس خود حرام نيستند - براى اين منظور حرام و مخالف شرع شمرده و نوشته است كه « افراط كردن در آراستن بازارها به سبب نوروز و قطايف بسيار كردن و تكلفهاى نو افزودن براى نوروز هم نشايد » و حتى از گروهى از سلف هم نقل كرده كه نوروز روزه بايد داشت تا از آن طعامها خورده نيايد « 1 » . حال اگر آنچه در اين كتاب دربارهء منع از خوردن طعام نوروز آمده با آنچه درباره برخورد ملاطفت‌آميز على ( ع ) با كسانىكه شيرينى مخصوص نوروز را به آن حضرت هديه برده‌اند و آن حضرت با خوشرويى از آن شيرينى تناول فرموده‌اند مقايسه شود ، و همچنين مطالبى را كه در اين‌جا دربارهء حرمت آيينهاى ديگر اين عيد از آن‌رو كه شعار گبران است ذكر شده با عمل علما و ادباى سلف در طى چندين قرن گذشته و آن‌همه اشعار و قصائد و قطعه‌هاى ادبى كه در تبريك و تهنيت اين عيد گفته شده و از آن جمله قصائد سيد رضى كه در مجالس خلفا و پادشاهان و علماى نامدار هرزمان خوانده شده و مورد قبول و استحسان همه قرار گرفته ، و براى شهرت اين عيد شعارى بالاتر از آن‌ها نبوده و هيچ‌كس هم آن‌ها را زنده‌كنندهء شعار گبران نخوانده است سنجيده شوند ، خواه‌ناخواه همان نتيجه حاصل مىآيند كه در آغاز اين گفتار ذكر شد . و آن اين كه در دوره‌هايى كه سروكار مسلمانان با كسانى بوده است كه اسلام را در سرچشمه‌هاى اصلى آن صاف و بىغش مىديده‌اند چهرهء نوروز و آيينهاى آن هم صاف و بىغش مىنمود . و در دوره‌هايى هم كه كسانى اسلام را از خلال مجادلات مذهبى و تعصبهاى ناشى از آن دينى سخت‌گير و بىگذشت

--> ( 1 ) . كيمياى سعادت به كوشش حسين خديو جم ، 1361 ، ج 1 ، ص 522 .