محمد مهدى ملايرى

102

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

آل بويه أنتم الأعناق و الكواهل * فيكم يناييع النّدى و الدّلح الحوامل و الناس انتم و سواكم باقر و جامل * ما فى الرجاء بعدكم و لا البقاء طائل كه در قصيده‌اى در تهنيت نوروز سال 399 هجرى با اين مطلع آمده : أين الغزال الماطل بعدك يا منازل ( ديوان ، ج 2 ، ص 612 ) قصائدى را كه سيد رضى در تهنيت نوروز و مهرگان براى بهاء الدوله و يك بار هم براى خليفهء عباسى الطائع باللّه گفته از جشن مهرگان واقع در رمضان سال 377 هجرى تا نوروز واقع در شعبان 402 هجرى گاه با فاصله و گاه بىفاصله ادامه داشته و از نظر تاريخى بدين‌گونه است : در سال 377 هجرى تهنيت جشن مهرگان در قصيده‌اى خطاب به الطائع باللّه ، خليفهء عباسى ( ديوان ، ج 2 ، ص 66 ) ؛ در سال 388 هجرى تهنيت نوروز در قصيده‌اى خطاب به بهاء الدوله ( ديوان ، ج 2 ، ص 783 ) ؛ در سال 399 تهنيت نوروز به بهاء الدوله ( ديوان ، ج 2 ، ص 612 ) ؛ در سال 400 تهنيت مهرگان به بهاء الدوله ( ديوان ، ج 1 ، ص 42 ) ؛ در سال 401 تهنيت نوروز به بهاء الدوله ( ديوان ، ج 2 ، ص 544 ) ؛ در سال 402 تهنيت نوروز به بهاء الدوله ( ديوان ، ج 2 ، ص 623 ) ؛ در سال 403 در تهنيت ابو شجاع فنا خسرو پسر بهاء الدوله كه پس از مرگ پدر در ارّجان فارس به جاى او نشسته بود ( ديوان ، ج 1 ، ص 456 ) ؛ و آخرين قصيده‌اى كه او در ستايش فناخسرو سرود در سال 404 هجرى بود ( ديوان ، ج 1 ، ص 517 ) كه آن آخرين قصيده‌اى بوده كه سيد رضى در اين زمينه‌ها گفته است . از اين دوران تا زمان تأليف كتاب كيمياى سعادت به وسيلهء غزّالى هنوز يك‌صد سال نمىگذشت ، ولى در ظرف همين مدت جهان اسلام اگر هم دوران شكوفايى فرهنگى را پشت‌سر نگذاشته بود ، ولى مىرفت به دوره‌هايى گام نهد كه در آن‌ها پيشرفت علم و انديشه نخست كند و آنگاه متوقف شود و سپس به انحطاط بينجامد . شكوفايى علم و انديشه را در جهان اسلام مقارن دانسته‌اند با دوره‌هايى كه از يك‌سو اثر خلافت عربى در ايران رو به ضعف و سستى گذارده