محمد مهدى ملايرى
103
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
و از سوى ديگر هم هنوز قبايل ترك از مرزهاى شرقى به داخلهء ايران راه نيافته بودند و ادارهء سرزمينهاى شرقى خلافت را حكومتهاى محلى ايرانى برعهده داشتند و گذشته از مركز خلافت در مناطقى از ايران هم مانند فارس و رى و طوس و نيشابور و خراسان و بعضى جاهاى ديگر مراكز علمى مستقلى به وجود آمده بود كه اثر بسيارى در حركت علمى و فكرى جهان اسلام داشتند . محققان تاريخ علوم را عقيده بر اين است كه در اين دوره كه قدرت سياسى و ادارى در دست اين دولتها بود و مراكز علمى ايران هم در حمايت آنها رونق داشت زمينه براى پيشرفت علمى و فكرى در جهان اسلام از هرزمان ديگر آمادهتر بود . خصوصيات اين دوره را از نظر فكرى و روحى ، يكى تعدد مراكز علمى مستقل و ديگرى آزادى نسبى عقل و فكر را خارج از حدود تعصبها و تنگنظرىهاى ناشى از آن شمردهاند . و نمايندهء اين دوره را در بهترين صفات و مزايايش دو شخصيت عظيم و همروزگار يعنى بيرونى و ابن سينا دانستهاند ؛ كه هرچند از لحاظ صفات و طرز فكر با هم تفاوت داشتند ولى در داشتن روح علمى كه آنها را به بحث و تحقيق و احترام به تمدنهاى گذشته وامىداشت يكسان بودند . در دوران جديد كه غزّالى نماينده فكرى و روحى آن شمرده شده جهان اسلام با چند رويداد مهم روبهرو بود كه آن را از دورههاى سابق متمايز مىساخت : از نظر سياسى روبهرو بود با پيشرفت تركان سلجوقى و تشكيل يك دولت واحد متمركز كه نتيجهء آن از ميان رفتن حكومتهاى محلى ايرانى و مراكزى بود كه به وسيلهء آنان حمايت مىشد ، و از نظر مذهبى روبهرو بود با گسترش و تقويت يك مذهب رسمى سنّى ، و حمايت بىدريغ از آن به وسيله نظام الملك وزير مقتدر سلجوقيان ، و تأسيس مدارس خاص براى تقويت همان مذهب ، كه غزّالى هم چندين سال از مدرسين معروف آنجاها بود و نتيجهء آن شدت يافتن مجادلات مذهبى و مشغول شدن بىاندازهء افكار بود به آن و انصراف تدريجى علما و متفكران از زمينههاى ديگر علمى و فكرى كه جهان اسلام را