محمد مهدى ملايرى
73
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آن صورت عربىشدهء دانه است ، نه دانگ و عدم توجه به اين نكته گاهى موجب التباس در معنى آن مىشود . « 1 » الدروزن دفتر مسّاحان و زمينپيمايان كه زمينهاى مساحت شده را در آن ثبت مىكردهاند . خوارزمى اين كلمه را جزء اصطلاحات دفترى و زير عنوان اسماء الذكور و الدفاتر و الاعمال ذكر كرده است . « 2 » الدستور در اصطلاح ديوانى به دفترى گفته مىشده كه همهء حسابهاى افراد از دفتر سواد به آن منتقل مىشده « 3 » و پيوسته مورد مراجعه و استناد بوده ، و در فارسى به تعبير صاحب برهان كتابى را مىگفتهاند كه در آن ما يحتاج چيزها نوشته شده باشد . در نامههاى صاحب بن عباد در فرمانى كه وى براى سرپرستى امر رودخانهاى نوشته و راهنماييهايى كه دربارهء تقسيم آب رودخانه به صاحبان حقآبه كرده از « الدستورات القديمه » سخن گفته كه تقسيم آب را به موجب آنچه در آنها آمده انجام دهد : « على ما توجبه الدستورات القديمة » « 4 » و در نامهاى ديگر از وى خطاب به مسؤول خراج اصفهان باز از همين دستورات سخن گفته كه مىبايستى وصول خراج براساس آنها باشد : « و احمل ارباب الخراج على رسومهم القائمة و شروطهم الثابتة و دستورات البلد الخالدة » . « 5 »
--> ( 1 ) . نظير اين عبارت كتاب الالفاظ الفارسية المعرّبه است « كه در معنى الدانق آمده ، فارسى دانگ و معناى حبّه ويراد به سدس الدرهم » . ( 2 ) . مفاتيح العلوم ، چاپ المطبعه السلفيه ، مصر ، 1342 ه . ق . ص 39 . ( 3 ) . مفاتيح ، سلفيّه ، ص 39 . ( 4 ) . رسائل الصاحب بن عباد ، ص 54 . ( 5 ) . رسائل الصاحب بن عباد ، ص 57 .