محمد مهدى ملايرى

70

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

جواليقى گويد جريب معرّب است ؛ « 1 » ولى اصل فارسى آن را ذكر نكرده است . اين اصل را در كتابهاى ديگر به صورت « گريد » يا « گرى » مىيابيم . « 2 » الجزيه خوارزمى آن را از اصطلاحات ديوان خراج آورده و گفته كه جزيه تعريب از گزيت است و گزيت در فارسى به معنى خراج است . « 3 » بنابراين گزيت در ايران گذشته از ماليات سرانه كه به آن سرگزيت مىگفتند ، براى ماليات زمين هم به كار مىرفته ، ولى در دوران اسلامى جزيه تنها به ماليات سرانه كه از اهل ذمه مىگرفتند گفته مىشد و براى ماليات زمين كلمهء خراج را به كار مىبردند ؛ هرچند گاهى به جاى ارض الخراج « ارض الجزيه » هم گفته شده است . « 4 »

--> ( 1 ) . « المعرّب من الكلام الاعجمى » آنچه آقاى احمد شاكر چاپ‌كننده و حاشيه‌نويس اين كتاب در ذيل كلمهء جريب به استناد آنكه اين كلمه در لسان العرب به عنوان يك واحد وزن به كار رفته آن را بر خلاف جواليقى عربى پنداشته بىمطالعه و نادرست است . بىمطالعه از آن‌رو كه به دنبالهء آنچه در لسان العرب در همين زمينه از ابن دريد يكى از علماى معروف لغت عربى نقل شده كه گفته است « من اين كلمه را عربى نمىدانم » توجه نشده و نادرست به آن سبب كه به تصريح خوارزمى جريب در اصل پيمانه‌اى بوده است كه در روستاهاى خراسان به كار مىرفته نه در جزيرة العرب . ( 2 ) . ن . ك . ملخّص اللغات حسن خطيب ، السامى فى الاسامى ، مهذّب الاسماء ، معرّب‌گرى بفتح گاف فارسى بمعنى پيمانه است ( از غياث اللغات ) معرّب‌گرى : در لهجهء طبرستان‌گرى گويند از يادداشتهاى دهخدا ، لغتنامه در جريب . در فارسنامه هم به جاى جريب‌گرى آمده . ابن بلخى در بيان مقدار خراج در زمان انوشروان چنين نوشته است : « كشتهاى غله بوم از يك‌گرى زمين ، خراج يك درم سيم نقره . زمين رزبوم از يك‌گرى زمين خراج هشت درم . . . » فارسنامه ابن بلخى به اهتمام سيد جلال تهرانى ، تهران 1313 ص 76 ، در اينجا اين توضيح را بايد افزود كه در اين چاپ از فارسنامه كه مورد مراجعه بود به جاىگرى بارا بىنقطه‌گزى بازاى نقطه‌دار چاپ شده كه مسلما غلط است . ( 3 ) . مفاتيح ، سلفيه ص 39 . ( 4 ) . در كتاب تاريخ التمدن الاسلامى در اين باره چنين آمده : « جزيه و خراج همانندند ، بدان جهت كه هردو از غير مسلمانان و سالى يك‌بار در وقت معينى اخذ مىشود و جزء اموال فيئى -