محمد مهدى ملايرى
71
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
الجصّاصين از اصطلاحات فنى و مهندسى ديوان آب به معنى گچكاران . در رسائل صاحب بن عباد آمده است : « 1 » « و قد جمعت وجوه القيّاسين و الجصّاصين و المصهرجين . . . و تقدمت اليهم ببناء السّدّ » يعنى « بزرگان حسابگران و گچكاران و ساروجكاران را گرد آوردم و بناى سد را به آنها واگذاردم » . جوبذ از اصطلاحات ديوان آب مركب از دو كلمهء فارسى جو ( نهر ) و بذ ( رئيس و صاحب ) - چنان كه در كلمهء سپهبد و دبيربد - مرادف كلمهء ميرآب در زمانهاى بعد . اين سمت در رسائل صاحب بن عباد در فرمانى كه براى تصدى امر رودخانهء زرينرود و تقسيم آب آن ميان روستاها و صاحبان حقآبه نوشته شده ، چنين توصيف شده است : « و تقع الاستعانة بالجوبذين الثقّات الذين لا يوطئون العشوة و لا يقبلون الرشوة » يعنى در اين مهم از جوبذها ( ميرابها ) ى قابل اعتماد مدد بگير ، آنها كه ناسنجيده گام برنمىدارند و رشوه نمىستانند . « 2 »
--> محسوبند ، ولى جزيه با در آمدن به دين اسلام از ميان مىرود ليكن خراج هيچگاه ساقط نمىشود . جزيه از مستحدثات اسلام نيست و از نخستين دورههاى تمدن قديم سابقه دارد . حوالى قرن پنجم پيش از ميلاد يونانيها از ساكنان سواحل آسياى صغير در مقابل حمايت آنان از حملات فينيقيها كه در آن زمان از اتباع ايران بودند جزيهاى دريافت مىكردند . . . ايرانيان هم از رعاياى خود چنين ماليات سرانهاى دريافت مىكردند . و چنان كه ابن اثير در ضمن كارهاى انوشيروان ذكر كرده بزرگان و خاندانهاى ممتاز و سپاهيان و مرزبانان و دبيران و همهء آنها كه در خدمت شاه بودند از اين ماليات معاف بودند . . . و ظاهرا عربها لفظ و معنى هردو را از ايرانيان گرفتند و لفظ آن را به شكل عربى درآوردند و جزيه گفتند و در كيفيت آن هم تعديلى به وجود آوردند ( تاريخ التمدن الاسلامى - جرجى زيدان ج 1 ، ص 209 - 208 چاپ سوم ) . ( 1 ) . رسائل صاحب بن عباد ، ص 72 . ( 2 ) . رسائل صاحب بن عباد ، ص 54 ، صححّها و قدم لها عبد الوهاب عزّام و شوقى ضيف ، الطبعة الاولى ، الناشر دار الفكر العربى ، ص 54 .