محمد مهدى ملايرى
61
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
گفتار سوم اصطلاحات پارسى در ديوان عربى الاستان * الأسكدار * الأوارج * الأواره * الأوشنج * الأنجيذج * البست * البهرج * ألتاريج * التخمين * الجريب * الجزيه * الجصّاصين * جوبذ * الجهبذ * الدانق * الدروزن * الدستور * الدّولاب * الديوان * الرّزنامج * رفوت * ستوقه * السّفّتجه * الصّك * الطراز * الطّسوج * الفرانق * الفنكال * الفهرست * الفنج * موانيذ * هندسه پس از برگرداندن ديوانهاى پارسى به زبان عربى ، كلمات و تعبيرهايى هم از آن زبان به عربى انتقال يافت كه برخى از آنها به مرور زمان چهرهء عربى به خود گرفتند و جزء آن زبان گرديدند و برخى ديگر همچنان در چهرهء پارسى يا نزديك به آن باقى ماندند ، به صورتى كه اصل آنها شناخته مىگردند و برخى ديگر به گونهاى تغيير شكل دادند كه شناخت اصل آنها احتياج به وقت و تأمل بيشتر دارد . از واژههاى بسيارى كه در اصطلاحات ديوانى عربى در قرنهاى نخستين اسلامى ديده مىشود كه اصل آنها به زبان پارسى برمىگردد ، چنين پيداست كه آنچه را صالح ( پسر عبد الرحمن سيستانى ) نتوانسته از اصطلاحات پارسى به