محمد مهدى ملايرى

428

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

عامرى در ده مورد « 1 » از خداىنامه نقل كرده كه هشت مورد آن مربوط به عهد يا وصيت شاپور به پسرش هرمز است و در دو مورد ديگر هم كه نامى از آن عهد برده نشده از سياق عبارت و طرز خطاب معلوم مىشود كه از همان عهد است . و از اين‌كه در همه‌جا نام فارسى اين كتاب ( خداىنامه ) را ذكر كرده نه ترجمهء عربى آن سير الملوك يا مانند ابن قتيبه سير العجم ، مىتوان انگاشت كه وى اين وصيت را از نسخه فارسى آن كتاب نقل كرده . عامرى در سال 381 هجرى بدرود زندگى گفته « 2 » بنابراين كتاب او سالها پيش از شاهنامهء فردوسى تأليف شده و بعيد نمىنمايد كه اصل كتاب خداىنامه تا آن زمان و شايد تا مدتها بعد همچنان در نزد صاحبان فضل و دانش وجود مىداشته است . در « عيون الاخبار » از نوشته‌هاى ابن مقفع كه آنها هم ترجمه‌هايى از پارسى بوده‌اند مطالب متعددى نقل شده « 3 » و از آن ميان آنچه از كتاب اليتيمه آمده است تنها اثر بازماندهء از اين كتاب ناشناخته و ناپيداست كه براى بررسى دربارهء آن كتاب و به دست آوردن اطلاعاتى اگرچه مختصر از موضوع و محتواى آن بسيار مغتنم است . قطعه‌اى كه از اليتيمه نقل شده نسبتا مفصل و در پيش از يك صفحه از عيون الاخبار است . دربارهء اين كتاب درگذشته به اجمال سخن رفت . به جز مواردى كه ابن قتيبه از نوشته‌هاى پارسى با ذكر نام مطالبى از آنها نقل كرده موارد ديگرى هم در عيون الاخبار ديده مىشود كه همچنان نوشته‌هاى پارسى نقل شده ولى نام كتاب خاصى در آنها نيامده بلكه آنها ذيل عباراتى همچون « و فى كتب العجم » يا « و فى كتاب من كتب العجم » يا « و قرأت فى بعض كتب العجم » و مانند اينها ذكر شده‌اند و از آنها چنين برمىآيد كه آنها از كتابها يا نوشته‌هاى ديگرى به جز آنها كه نامشان ذكر شده نقل گرديده‌اند . اين مطالب كه

--> ( 1 ) . السعاده و الاسعاد ، 296 ، 298 ، 300 ، 317 ، 427 ، 429 ، 431 ، 432 ، دو مورد ، 435 . ( 2 ) . ن . ك . مقدمهء السعاده و الاسعاد از استاد فقيد مجتبى مينوى . ( 3 ) . اين منقولات را در اين صفحات خواهيد يافت ، ج 1 ، ص 2 ، 20 ، 21 ، 22 ، 31 ، ج 2 ، ص 9 ، 121 ، ج 3 ، ص 15 ، 191 و 192 .