محمد مهدى ملايرى
21
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
الاستاداريّة در اينجا حرفه و شغل استادار و تشكيلاتى بوده كه وى بر آن اشراف داشته ، و آن سازمانى بوده است كه بر تمامى سازمانهاى دربارى كه همهء آنها به نام « بيوت السلطان » خوانده مىشدهاند نظارت داشته و بر همهء آنها فرمان مىرانده و به همين جهت يكى از مشاغل بسيار مهم و معتبر به شمار مىرفته و وظائفى را بر عهده داشته كه در زمان خود بسيار بااهميّت تلقى مىشده است ، مثلا در موسمهاى رسمى كه مىبايستى سلطان از مقر خود خارج شده و به جائى برود ، سرپرست اين دستگاه بوده كه مىبايستى با سواران و با تشريفاتى خاص ، نخست به مقر سلطان برود و پس از خروج سلطان در ركاب او و نزديك به او حركت كند . همچنين امر چاشنىگيرى هم كه شرح آن در جاى خود خواهد آمد و آن هم يكى از وظائف خطير بوده و چاشنىگير هم خود در مقام و همرتبه استادار بوده زير نظر او قرار داشته و اشراف كلى در اين امر با استادار بوده است . و صاحب اين مقام نه تنها اشراف بر امور دربار داشته ، بلكه تمام امور مربوط به افراد منتسب به دربار هم - از مستمريها و وظيفهها و مخارج آنها - در قلمرو اختيارات او بوده و به سبب اهميت اين شغل عادت بر اين جارى بوده كه هميشه چهار نفر از امرا مشتركا مسؤول اين شغل باشند كه يكى از آنها كه رياست بر آنها را داشته از امراى درجهء اول و سه ديگر از امراى درجهء دوم باشند و گاهى هم بر اين شمار افزوده مىشد يا از آن كاسته مىگرديد . « 1 » 5 - البرددار : مركب از دو كلمهء فارسى پرده و دار و عنوان شغلى بوده است كه در فارسى هم معروف است . به گفتهء قلقشندى اين عنوان در دربار مصر در اصل از آن كسى بوده كه در جلو پردهاى كه در مجلس سلطان كشيده مىشده مىايستاده و به كسانى كه بنا بوده به حضور سلطان بروند اذن دخول مىداده و اين هم نخست از مشاغل خدمتگزاران و اتباع و حواشى بوده ، ولى سپس يكى از وظائف ديوان شده و دارندهء اين عنوان در رأس عدهاى به خدمت ديوان و ديوانيان مىپرداخته است . « 2 »
--> ( 1 ) . صبح الاعشى ، ج 4 ، ص 20 . ( 2 ) . صبح الاعشى ، ج 5 ، ص 468 .