محمد مهدى ملايرى
20
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در اين فن كه در همهء دورهها اهميّت و اعتبارى داشته كتابهايى هم تأليف شده كه از آن جمله در مصر كتاب البيزره است كه آن را بازيار العزيز بالله خليفهء فاطمى كه در سال 386 هجرى وفاتيافته تأليف كرده بوده و چاپ شده و در دسترس است « 1 » . 3 - استادار الصّحبه : مركب از دو جزء ، يكى استادار فارسى و ديگرى الصحبه عربى . جزء اول آن ظاهرا از همان كلمهء استدّار كه شرح آن گذشت گرفته شده زيرا در اين شغل هم چنان كه قلقشندى ذكر كرده همان معنى كه در استدّار ذكر شد يعنى سرپرستى جميع امور مالى ملحوظ است . و جزء دوم هم كه معنى مصاحبت مىدهد از آنرو به آن اضافه شده كه باز به گفتهء قلقشندى دارندهء اين شغل از ميان همهء مشاغل نزديكترين آنها به شخص سلطان و مصاحب او بوده است ، چه وى كه هميشه يكى از بزرگان و امرا بوده تمام امورى را زيرنظر و ادارهء خود داشته كه با خوراك سراى سلطان و مهمانيهاى بزرگ وى و تشريفاتى كه در جشنها و در موسمهاى رسمى برگزار مىشده سروكار داشته و سرپرستى امور مهمانانى هم كه از دور و نزديك براى سلطان مىرسيده و براى مدتى كوتاه يا بلند در دربار اقامت مىداشتهاند برعهدهء او بوده و همهء كاركنان و خدمتكارانى كه در هر رشته از اين امور خدمت مىكردهاند زيرنظر و ابو ابجمعى او بودهاند و از آن جمله رئيس خوراكسرا كه او را اسباسلّار مىگفتهاند كه آن هم عنوانى فارسى بوده كه دچار تحريف شده است . « 2 » 4 - الاستاداريّة : اين توضيح بايد اضافه شود كه در بيان حرفهء صاحبان مشاغل در جائى كه در فارسى اين معنى با افزودن يا در آخر كلمه بيان مىشود مانند خزانهدارى و مهماندارى و مانند اينها در عربى همين معنى با افزودن ية در آخر كلمه بيان شده ، مانند خزانداريّة و مهمنداريّة در دو مثال بالا . بنابراين
--> ( 1 ) . البيزره ، تأليف بازيار العزيز بالله الفاطمى ، ابى عبد الله الحسن بن الحسين نظر فيه و علق عليه محمد كردعلى . مطبوعات المجمع العلمى العربى بدمشق 1372 ه برابر 1953 م . ( 2 ) . صبح الاعشى ، ج 4 ، ص 13 .