محمد مهدى ملايرى
183
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اول دربارهء كسور اعداد است . اين امر از آن جهت در ديوان و به خصوص ديوان خراج و ماليات به صورت مشكل درمىآمده كه در زبان عربى كه زبانى اشتقاقى است براى كسر اعداد فقط از دو تا ده صيغههاى خاصى اشتقاق يافته مثل نصف و ثلث و ربع . تا عشر ولى براى كسرهاى بالاتر نه صيغهء خاصى وجود داشته و نه تا آن زمان روش و قاعدهء واحدى را درخور كاربرد ديوانى براى اينگونه كسرها مىشناختهاند در صورتى كه در ديوان خراج و همهء دستگاههاى مالى بيشتر از هر چيز سروكار با كسور اعداد بوده آن هم در كسرهاى كوچك كه در اوزان و مقادير و مساحات و نقود و امور ديگر به فراوانى به كار مىرفته است . مشكل دوم يعنى كمبود اصطلاحات هم از آنرو بزرگ جلوه مىنموده كه در ديوانهاى مختلف و رشتههاى متعددى كه هريك داشتهاند به اندازهاى اصطلاحات و تعابير فنى و محلّى و حرفهاى زياد بوده كه كمتر از آنها را مىتوانستهاند در زبان عربى كه تا آن زمان در اين امور سابقه نداشته بيابند . ولى در برابر اين مشكلات صالح همچنان كه از اين روايت برمىآيد آن اندازه در زبان عربى مهارت يافته و بر دقائق آن آگاه و بر آن مسلط شده بود كه جرأت و جسارت تصرف معقول در اين زبان را هم يافته بود آن چنان كه توانست در پرتو آن بر مشكلات اين كار فائق آيد هرچند كار او در نظر معاصرانش غريب و نامأنوس جلوه كند . روشى كه صالح در مورد اول يعنى كسور اعداد در پيش گرفت و در جواب او به مردان شاه منعكس گرديده اين بوده كه كسرهاى بالاتر از ده را هم به كمك كسرهاى پائينتر از ده و با تركيب آنها بيان كند و به جاى بيست يك 20 / 1 و سى يك 30 / 1 مثلا نصف عشر و ثلث عشر بگويد و اين همان روشى است كه تا قرنها پس از صالح در ديوانهاى عربى مورد عمل بوده و از راه آنها به ديوانهاى فارسى و ديگر ديوانهاى اسلامى نيز راه يافته . « 1 »
--> ( 1 ) . چنان كه مثلا خوارزمى در بيان اصطلاحات ديوانى نسبت يك شعير را به دينار كه در اوزان نقود معادل 108 / 1 دينار بوده آن را ثلث ربع تسع دينار نوشته كه به حساب امروز چنين مىشود : 108 / 1 9 / 1 * 4 / 1 * 3 / 1 ؛ به گفتهء وى دينار به شش دانگ و هر دانگ به شش حبه و هر حبه -