محمد مهدى ملايرى
181
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
حدى به نوع آن دشوارىها و همچنين به اثر مهمى كه كار صالح در تحول فنى زبان عربى داشته پىبرد . از روايت چنين برمىآيد كه مهمترين دشواريهاى صالح كه مخالفان او يا مخالفان اين عمل مىكوشيدهاند او را از آن راه در تنگنا بگذارند آماده نبودن زبان عربى بوده براى پذيرش تمام اصطلاحات ديوانى و مفاهيم دقيق فنى و تعبيرهاى محلى كه معمولا در ديوانهاى مختلف فارسى به كار مىرفته است . در توضيح اين مطلب بايد يك بار ديگر به اين نكته كه پيش از اين هم به آن اشاره شده توجه شود كه زبان عربى پيش از اسلام زبانى بود محلى و محدود و قدرت تعبير آن هم در همان حدى بود كه نيازهاى محلّى و زندگى ساده عشايرى اقتضاى آن را داشت . ولى با گسترش اسلام كه عربها آن را با زبان عربى قرين و در آن محدود ساختند ، و خروج اين زبان از قلمرو اعراب و برخورد آن با فرهنگهاى ديگر ، كاربرد اين زبان هم به شدت گسترش يافت و در اثر آن در زمينههايى به كار گرفته مىشد كه هنوز براى آنها آمادگى نداشت و مىبايستى در طى عمل و به تدريج براى آنها آماده شود و چنين بود كه در طى يكى دو قرن در دست علما و دانشمندان و نويسندگان اسلامى كه غالبا ايرانى بودند تا جايى پيش رفت كه توانست همه دانشها و معارف عصر را در خود فراگيرد و مدتها زبان علمى قسمت مهمى از جهان آن روز گردد . ولى در اين دوران كه ما از آن گفتگو مىكنيم هنوز به اين پايه نرسيده بود و اين نخستين بار بود كه مىرفت در امر حساب و ريزهكاريهاى آن و اصطلاحات ديوانى در رشتههاى مختلف آن به كار گرفته شود و به همين جهت در نظر كسانى كه در همان دوران با امور ديوانى سروكار داشتند و به رموز و دقايق آن آشنا بودند اين كار نامأنوس بلكه ناشدنى مىنمود . در روايت خوانديم كه وقتى صالح به زادان فرخ گفت اگر بخواهم مىتوانم ديوان را به عربى برگردانم زادان فرخ تا پيش از آنكه او را بيازمايد آن را باور نكرد .