محمد مهدى ملايرى
172
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
قرار گيرد يا كوفه كارشان به اختلاف كشيد و داورى نزد عمر بردند و عمر آنجا را به سبب نزديكى آن به بصره جزء قلمرو بصره گردانيد « 1 » و امور ديوانى اين مناطق هم تا آنجا كه به ديوان مركزى ارتباط مىيافت در يكى از اين دو محل بصره و كوفه كه به سرعت به دو شهر تبديل مىشدند متمركز گرديد . دو اميرنشين بصره و كوفه از يكديگر جدا و مستقل بودند و در تمام دوران خلافت اموى كه مركز خلافت در شام بود اين دو اميرنشين هريك اميرى جداگانه داشتند . و تنها چند مورد اتفاق افتاد كه هردو اميرنشين در قلمرو يك امير قرار گرفتند ، يكى از آنها در خلافت معاويه و امارت زياد بن ابيه بر بصره بود كه معاويه در سال 51 هجرى پس از مرگ مغيرة بن شعبه امير كوفه امارت كوفه را هم به زياد واگذارد . « 2 » و بدين ترتيب تا سال 53 هجرى كه زياد در گذشت تمام ايران به زير فرمان او بود . مورد ديگر در خلافت يزيد پسر معاويه و امارت عبيد إله پسر زياد بر بصره بود كه در سال 60 هجرى هنگامى كه يزيد شنيد مسلم بن عقيل براى دعوت مردم عراق به بيعت با حسين بن على ( ع ) عازم كوفه شده امارت كوفه را هم به عبيد إله كه در او توانايى مقابلهء با چنين امر خطيرى را مىديد واگذار كرد و بدين ترتيب او هم براى مدتى فرمانرواى همهء ايران شد . مورد ديگر در زمان خلافت عبد الملك و امارت حجاج بر بصره بود كه در سال 75 هجرى عبد الملك او را به امارت بصره و كوفه كه شامل همهء ايران مىشد ( به استثناى خراسان و سيستان ) برگزيد ، « 3 » و سپس خراسان و سيستان را هم ضميمه قلمرو او ساخت و بدين ترتيب او هم سالها فرمانرواى همهء ايران گرديد . و به همين جهت كار صالح كه در همين دوران صورت گرفته به عنوان نقل ديوان
--> - « سرگذشت هرمزان و شرح نخستين آشنايى اعراب مسلمان با نظام ديوانى ايران » نوشتهاى از محمد محمدى ملايرى ، نقل از دفتر شماره 9 - 12 سال 1351 مقالات و بررسيها نشريه دانشكدهء الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران . ( 1 ) . معجم البلدان در كلمهء تستر . ( 2 ) . طبرى ، 2 - 114 . ( 3 ) . طبرى ، 2 - 863 .