محمد مهدى ملايرى
128
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
يا حسابدارى يا دفتردارى يا زمينپيمائى و اندازهگيرى و مانند اينها مىپرداخته است ؛ و هنگامى كه اين كلمه تنها يا منسوب به يك ديوان يا عمل به كار رود غالبا منظور رئيس آن ديوان يا سرپرست آن عمل است ؛ و چون آمار نيز به معنى حساب و شهر ، در اصطلاح آن زمان به معنى همهء كشور بوده و به همين معنى هم كشور ايران را ايرانشهر مىگفتهاند ، بنابراين معنى شهر آمارديبهر مىشود رئيس حسابهاى تمام كشور ، كه مىتوان او را همان ايران آمارگر يا كسى كه بلافاصله پس از او قرار داشته است شمرد . و مىتوان حدس زد كه نسبت شهر آمارديبهر با ايران آمارگر همان نسبت صاحب ديوان الخراج با عامل الخراج دوران خلافت باشد كه نخستين ، صرفا جنبهء فنى و ادارى داشته و دومى جنبهء سياسى و دولتمردى . همداستانى درآمدهاى كشور راههاى متعدد داشته ولى بدون شك در آن زمان هم مانند دورههاى بعد مهمترين عايدات كشور به اصطلاح امروز ماليات املاك مزروعى و به اصطلاح دورههاى قديم خراج بوده است . بنابراين مىتوان گفت كه ديوان خراج به اين معنى يعنى ماليات املاك مزروعى يكى از شاخههاى مهم ديوان درآمدهاى كل كشور به شمار مىرفته است . امر خراج هرچند در تمام قلمرو گستردهء دولت ساسانى بر يك نظام كلى و سنّتى استوار بوده ولى به علت تفاوتهايى كه در هر منطقه نسبت به منطقهء ديگر از لحاظ نوع و كيفيت زراعتها و اختلاف شرائط جوى و طبيعى و اجتماعى وجود داشته لازم مىآمده كه همهء اين تفاوتها و احكام ناشى از آنها كه در دفاتر و ديوانهاى محلى مورد عمل بوده در ديوان مركزى نيز به صورتى منعكس گردد و به همين سبب كار ديوان خراج ، هم پيچيده و هم متنوع بوده و از زمان انوشروان به بعد متنوعتر و پيچيدهتر گرديده ، زيرا از اين زمان روش وصول