محمد مهدى ملايرى
123
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آنچه از اين عبارت برمىآيد و منطبق با همان ترتيبى هم هست كه در زمان انوشروان و شايد هم از زمان پدرش قباد در دستگاه مالى و ادارى ايران مورد عمل بوده و برطبق آن اختيارات وزرگ فرماذار يا وزير اعظم محدود گرديده ، اين است كه در اين دوران سه تن از وزيرانى كه زيردست وزرگ فرماذار كار مىكردهاند گذشته از اينكه از او دستور مىگرفتهاند موظف بودهاند كه مستقيما گزارش كار خود را به شاه بدهند و عزل و نصب آنها هم با خود شاه بوده نه با وزرگ فرماذار . از اين سه وزير يكى مسؤول تمام امور مالى و مالياتى مملكت بوده كه به نام ايران آمار كار خوانده مىشده و قسمتى از وظايف او در دوران خلافت در محدودهء وظايف عامل الخراج يا ديوان خراج قرار مىگرفته و در اين فصل مورد گفتگوى ما است و ديگرى مسؤول تمام امور سياسى و ادارى مملكت بوده كه او را به تعبير فارسى دبير بزرگ و يا به تعبير دوران ساسانى ايران دبيربد يا دبيران مهشت مىخواندهاند كه در نخستين دورههاى خلافت كه هنوز منصب وزارت به وجود نيامده بود كموبيش در قلمرو وظايف كاتب الرسائل قرار مىگرفت و ما در يكى از بخشهاى اين مجموعه در ضمن شرح حال عبد الحميد به آن خواهيم پرداخت . و ديگر مشاور بزرگ دربار و مملكت بوده كه عنوان وى در اين عبارت ابن بلخى به گونههاى مختلفى آمده و با حدس و گمان عريذار خوانده شده و شايد بتوان گفت كه عنوان مهم در انذرزبد كه در ضمن القاب و عناوين دوران ساسانى ديده مىشود لا اقل در بعضى از دورهها عنوان يا لقب همين مشاور بزرگ و وزيرى بوده است كه مستقيما نزد شاه مىرفته و به نقل فارسنامه از آنچه رفتى از نيك و بد ، به راستى مشافهه مىگفتى و راه وجوه مصالح باز مىگفتى . و بههرحال در اين گفتار مورد گفتگوى ما نيست . در اينجا براى آشنايى بهتر با نوع مآخذى كه در اين زمينه مورد استفاده قرار مىگيرند و همچنين نوع واژهها و اصطلاحاتى كه در مآخذ مختلف براى بيان مفاهيم ديوانى پيش از اسلام ايران به كار مىرفته و توجه به تحريفهايى كه در نتيجهء ناآشنايى مترجمان يا نسخهنويسان در آنها روى داده شايد لازم باشد