محمد مهدى ملايرى

124

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

كه اجمالا اين توضيح اضافه شود كه موضوع تحريف و اقتباس در اين‌گونه كلمات و نامأنوس بودن بعضى از آنها و تداخل قلمرو بعضى ديگر و روشن نبودن آنها يكى از موضوع‌هايى است كه نه تنها در اين مبحث ، بلكه در هر مبحثى كه پيوند و استمرار تاريخى آن در دوران انتقال مورد توجه باشد پيوسته يكى از مسائل مهم آن بحث به شمار مىرود . زيرا آنچه از واژه‌ها و اصطلاحات فنى و ديوانى پيش از اسلام ايران به دوران اسلامى و مآخذ عربى انتقال يافته يا از اصل پارسى با خط پهلوى يا از اصل فارسى با خط اسلامى بوده كه در هر دو حال مصون از تعريب و تحريف و التباس نمانده و از خلال آنها رسيدن به اصل كلمه و معنى و مفهوم اصلى آنها دشوار گرديده است « 1 » و يا اينكه مفهوم فارسى يا ترجمهء عربى آن واژه يا اصطلاح در اين‌گونه مآخذ نقل شده ، آن هم نه با يك تعريف مشخص يا اشاره‌اى به اصل عنوان پارسى آن‌كه اين هم خالى از ابهام نيست . ولى با همهء اين احوال تمام آنچه در اين مقوله در مآخذ مختلف عربى و فارسى اسلامى يا غير اسلامى آمده چه در نظر اول پرتوى بر اين بحث بيفكند يا ظاهرا بر ابهام آن بيفزايد همه براى بحث و بررسى در اين امر و به دست آوردن معرفتى جامع‌تر و رساتر در اين زمينه سودمند و مغتنم است . ايران آماركار يعقوبى ايران آماركار را به عربى صاحب الديوان معنى كرده « 2 » كه مراد از آن رئيس ديوان است ، و ديوان هم در قرن نخستين اسلامى به دستگاه مالى دولت خلفا و كارگزاران آنها گفته مىشد كه به مناسبت بزرگترين منبع درآمد آن‌كه خراج بود به ديوان خراج معروف بود و وقتى در اين دوران ، كه هنوز دستگاه ديوانى

--> ( 1 ) . به عنوان نمونه براى اين‌گونه التباسها مىتوان كلمهء اران آماركار را ذكر كرد . اين كلمه در تاريخ يعقوبى به صورت مرد مارغر « و تسمى صاحب الديوان المرد مارغر » و در تجارب الامم مسكويه امرايمارغر و در فارسنامه امراغازعر نوشته شده كه همگى تحريف و تصحيف اران آماركار است . ( 2 ) . تاريخ اليعقوبى ج 1 ، ص 177 چاپ بيروت ، 1960 م .