محمد مهدى ملايرى
112
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
تثبيت نوروز و بازكردن ضرابى در سال شمسى برجاى ماندن سال شمسى ايرانى در ديوان باعث گرديد كه در امر خراج و موسم افتتاح ساليانهء آن و همچنين در حسابهاى ديوانى كه همه مبتنى بر اين گاهشمارى بودند تغييرى روى ندهد ، ولى عدم اجراى كبيسه به صورتى كه در ايران پيش از اسلام بدان عمل مىشد در طول زمان باعث مشكلاتى گرديده بود كه براى رفع آنها تصرفاتى در همين گاهشمارى به عمل آمد كه توجه بدانها براى درك بهتر مسير اين گاهشمارى در ديوان عربى و اسلامى ضرورى است . توضيح اين اجمال آنكه سال شمسى ايرانى كه ما آن را سال عرفى مىخوانيم مركب است از سيصد و شصت و پنج روز ، يعنى دوازده ماه سىروزه و پنج روز اضافى كه آن را پنجهء دزيده و در عربى خمسة مسترقه مىخواندند و آن را در آخر سال يا برطبق حسابى كه داشتند و بيرونى بدان اشاره كرده است ، « 1 » در آخر يكى از ماهها قرار مىدادند . اين سال شمسى عرفى با سال شمسى حقيقى يا سال نجومى كه براساس گردش خورشيد است ، 6 ساعت و اندى فرق دارد ، يعنى كمتر است و به همين جهت در هرسال همين قدر از سال حقيقى عقب مىماند كه تقريبا هر چهار سال يك روز مىشود . در ايران پيش از اسلام براى اينكه اين سال پيوسته به عقب نرود و بر روزهاى ماه هم كه هر روزى را نامى بود و احكامى ، در هريك صد و بيست سال كه تفاوت سال عرفى و سال حقيقى به يك ماه سىروزه مىرسيد ، كبيسه مىكردند . يعنى با تشريفاتى كه بيرونى آن را به تفصيل ذكر كرده يك ماه كامل بر آن سال مىافزودند و بدين ترتيب سال عرفى را با سال شمسى منطبق مىساختند و چون آخرين كبيسهاى كه به اين طريق عمل كردند ، هفتاد سال پيش از كشته شدن يزدگرد آخرين پادشاه ساسانى بود و در دوران اسلامى هم به اين كبيسه عمل نشد ، بنابراين سال شمسى عرفى كه مورد عمل ديوان بود در اين زمان كه ديوان به عربى نقل شد بيش از يك ماه از سال
--> ( 1 ) . الآثار الباقية ، ص 33 .