محمد مهدى ملايرى

105

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

از آنجا كه اين خاندان با همهء تأثيرى كه در اين دوران در گسترش و غناى فرهنگ ايران و اسلام داشته‌اند ، همچنان مجهول و ناشناخته مانده‌اند ، شايسته بود كه اگرچه به اجمال هم باشد از اين خاندان در اين مناسبت كه ذكرى از بعضى از افراد اين خاندان دربارهء نوروز مىرود ، يادى هم از كارهاى علمى و ادبى ايشان بشود . ازاين‌رو در اينجا اين گفتار افزوده شد ، به اين اميد كه اين يادآورى وسيله‌اى گردد و پژوهنده‌اى را برانگيزد تا با تحقيقى دامنه‌دارتر و صرف وقتى بيشتر اين خاندان را چنان كه در خور مقام شايسته و خدمات آنان در پيشبرد فرهنگ زمان خود بوده است ، بشناساند . ابن نديم سلسلهء نسب اين خاندان را از ابو منصور كه گويد نام او ابان گشنسب ( ابان جشنس ) بوده تا يزدگرد بدين ترتيب آورده است : ابو منصور ابان جشنس بن وريد بن كاد بن مهابندان حساس بن فرّوخ داد بن استاد بن مهر جشنس بن يزدجرد . « 1 » برخى از اين نامها طبق معمول خالى از تحريف نيستند و اين هم نامنتظر نيست ، زيرا نامهاى پارسى غالبا براى نسخه‌نويسان كتابهاى عربى ناآشنا بوده‌اند . بنابراين راه‌يابى به اصل آنها احتياج به تحقيق بيشترى دارد و آن هم وقت بيشترى مىخواهد كه فعلا در اختيار نيست . يحيى پسر ابان گشنسب و پسرانش نخستين كس از اين خاندان كه مسلمان شد ، يحيى پسر ابان گشنسب بود كه به كنيهء ابو على خوانده مىشد و از اينكه او را در ولاء مأمون ذكر كرده‌اند نه پدرانش را ، چنين پيداست كه ولاء او نتيجهء اسارت در جنگ و آزادى او نبوده بلكه خود او در ولاء خليفه درآمده بوده است . يحيى در آغاز كارش در خدمت فضل پسر سهل وزير مأمون بود و فضل در دانش نجوم به راى او عمل مىكرد ؛ و پس از حادثه‌اى كه براى فضل پيش آمد

--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 143 .