محمد مهدى ملايرى
97
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
همزبانان خويش مىزيسته و پيوسته ملكه زبان در آن در حال تجديد و همواره از فردى به فردى و از نسلى به نسلى در حال انتقال بوده ، در چنين جامعهاى حتى تصور انقطاع اين سير طبيعى هم دشوار است چون خارج از قوانين طبيعت است چه رسد به آنكه صورت وقوع يابد . در دوران اسلامى هم امرى خارج از نواميس خلقت در ايران اتفاق نيفتاد تا چنين امر ناممكن را ممكن سازد . در اين دوران سقوط دولت ساسانى تغيير وضع سياسى ايران را ايجاب كرد و اسلام ايرانيان هم باورهاى دينى و برخى از رسوم اجتماعى وابسته به آن را دگرگون ساخت و هيچيك از اين دو امر با اينكه به تدريج اثرى بسيار نافذ در جامعه ايران برجاى گذاشتند امرى خارق عادت نبودند كه نتايج خارق عادت و از آن جمله تغيير زبان ايران را موجب شوند . مهمترين اثرى كه از اين رويداد ظاهر گرديد و با زبان ارتباط مىيابد يكى اين بود كه گروهى از ايرانيان كه معمولا ديوانيان و اهل علم و ادب بودند به آموختن عربى و بهرهگيرى از آن پرداختند ، و ديگرى غيبت موقت زبان فارسى بود از صحنهء علم و سياست ولى هيچ يك از اين دو اثرى در تودهء عظيم مردم ايران و زبان آنها نداشت و حتى دربارهء آن دسته از ايرانيانى هم كه در قلمرو زبان فارسى به زبان عربى روى آوردند چه آنها كه بهكار علم و دين پرداختند و چه آنها كه به كارهاى ديوانى ترديد فراوان هست كه زبان مادرى خود را فراموش كرده باشند و وسيلهء تفاهم با همزبانان خود را هم كه در ميان آنها مىزيستند از دست داده باشند ، بلكه برعكس از خلال مآخذ موجود نشانههاى بسيارى مىتوان يافت كه خلاف اين را مىرسانند . غيبت موقت زبان فارسى هم از صحنه علم و سياست هرچند اثر نامساعدى بر توان علمى و ادبى اين زبان برجاى گذاشت و آن را تا مدتى از سير تكاملى خود باز داشت ولى اين امر هرگز باعث غيبت اين زبان از صحنهاى بزرگتر و نيرومندتر يعنى صحنهء زندگى مردم ايران نگرديد ، چه مردم ايران در اين دوران هم مانند همهء دورههائى كه بر تاريخ ايران گذشته همچنان به زندگى خود كه طى