محمد مهدى ملايرى
94
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
دانشمندان بيشترى بيارايند بدانسان كه فردوسى در وصف انوشروان گفته : ز هر دانشى موبدى خواستى * كه درگاه از ايشان بياراستى و طبيعى است كه زبانى كه به وسيلهء اينان يعنى دبيران ديوان و دانشمندان و سخنوران بهكار مىرفته زبانى باشد شسته رفتهتر از زبان مردم عادى خالى از حشو زوائد و بر كنار از الفاظ ناهنجار و ناخوشآيند و از كلمات دست و پا شكستهاى كه معمولا در گفتوگوهاى محلى بهكار مىرود و خلاصه زبانى باشد روان و رسا « 1 » و اينها هم از خواص بلاغت در هر زبانى است . بههرحال چنين زبانى بوده كه طى روزگاران دراز به وسيلهء نويسندگان ديوانى و دانشمندان و سخنوران در همهء اقطار مملكت رواج يافته است . مطلبى كه دربارهء دبيران ديوان در روزگار اردشير بابكان و روش گزينش و آموزش ايشان و اينكه نخست در كارگزاريهاى خارج از مركز به خدمت مىپرداختهاند و پس از احراز شايستگى به مركز منتقل مىشدهاند در شاهنامه آمده و پيش از آن در مآخذ عربى هم نقل شده ، و اهميتى كه در گزينش ايشان به خط و بلاغت مىدادهاند به خوبى راه گسترش اين زبان را در تمام قلمرو حكومت ساسانى نشان مىدهد و طبيعى است كه چنين زبانى در سير تكاملى خود از همه لهجهها و زبانهاى محلى هم مايههاى فروان بگيرد و در هر جا دبيران و دانشمندان كلمات يا عباراتى كه شايسته و در خور زبان خود مىيافتهاند در آن بهكار برند ، همچنانكه طبيعى است كه از ميان مناطق مختلف از زبان مناطقى كه در دانش و فرهنگ و قدرت و سياست از مقامى شايستهتر برخوردار بودهاند اثر بيشترى بپذيرد . اينكه در روايت ابن مقفع دربارهء فارسى درى آمده كه از ميان زبانهاى شرقى زبان مردم بلخ بر آن غلبه دارد بدين سبب تواند بود كه بلخ را از روزگاران كهن در تاريخ ايران نام و آوازهاى بوده و در دوران ساسانى هم از جايگاهى
--> ( 1 ) . مقدسى آن را در مقابل گنگ و پيچيده ( منغلفه ) بهكار برده « و كلام اهل هذه الاقاليم الثمانيه بالعجميه الا ان منها دريه و منها منغلقه و جميعها تسمى الفارسيه » - ( احسن التقاسيم ، ص 255 ) .