محمد مهدى ملايرى

95

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

خاص برخوردار بوده زيرا آنجا هم مانند مدائن يكى از پايتختهاى ايران به‌شمار مىرفته . « 1 » بنابراين طبيعى بوده كه آنجا هم مانند مدائن در اين زبان رسمى و ديوانى اثر فراوان گذاشته باشد و اين زبان به وسيلهء دبيران ديوان و دانشمندان و اهل قلم آن ديار از زبان مردم آنجا مايهء فراوان گرفته باشد و اين ويژگى در آن آنچنان نمايان بوده كه ابن مقفع هم آن را ذكر كرده و اگر بنا باشد كه براى فارسى درى و مايه گرفتن آن از لهجه‌ها و زبانهاى محلى نظيرى ذكر شود بايد آن را نظير زبان فصيح عربى شمرد كه از همهء لهجه‌هاى مختلف عربى مايه گرفته و از زبان قريش بيش از همه و براى همهء اعراب در كنار لهجه‌هاى گفتارى خود زبان علم و فرهنگ و ادب و كتابت ايشان است . زبان فارسى عامل پايدارى فرهنگ ايرانى و بدين‌سان بوده كه زبان فارسى از روزگاران قديم و پيوسته در طول تاريخ ايران زبان جامع و فراگير همهء مردم اين سرزمين بوده كه در هر دورانى تيره‌ها و اقوام مختلف ايرانى را در گوشه و كنار اين سرزمين به‌هم مىپيوسته و در حوادث مختلف تاريخى هم كه بر اين سرزمين گذشته و برخى از آنها هم سخت و بنيان كن مىنموده وحدت مردم اين سرزمين و استمرار فرهنگ ايران را تضمين كرده و اين وحدت زبان هم يكى از ويژگيهاى ايرانى بوده كه از قديم جلب نظر مورخان را كرده و مسعودى هم در جائى كه از ايرانيان و سرزمين ايشان در روزگار قديم تا زمان خودش سخن رانده و موطن ايرانيان را از حد بلاد جبال « 2 » و آذربايجان و حدود ارمنستان و اران و بيلقان و

--> ( 1 ) . ابن بلخى ، فارسنامه ص 113 ، « بلاد فرس از لب جيحون بود تا شط فرات ، و پارس دار الملك اصلى بودى و بلخ و مدائن هم بر آن قاعده دار الملك اصلى بودى و خزائن و ذخائر آنجا داشتندى و مايه لشكر ايران از آنجا خاستى » - ص 113 . « در عهد ملوك فرس و اكاسره پارس دار الملك اصلى بودى و بلخ و مدائن هم بر آن قاعده دار الملك اصلى بودى و خزائن و ذخائر آنجا داشتندى و مايه لشكر ايران از آنجا خاستى » . ( به نقل از تكوين زبان فارسى ص 45 ) . ( 2 ) . « و بلاد جبل عبارت از همدان سات و ماسبذان كه آن سيروان است و مهر جانقذق » -