محمد مهدى ملايرى

8

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

درآوردند و بدين ترتيب آنها كه در اصل از ذخائر زبان فارسى و فرهنگ ايران بودند از ذخائر زبان و فرهنگ عربى به شمار رفتند و با گذشت زمان آثار زبان فارسى و فرهنگ ايرانى از آنها زدوده يا ناديده انگاشته شد . در اين بحث دو هدف نهفته است يكى آن‌كه از خلال اين بررسىها به گوشه‌هائى از تاريخ و فرهنگ ساسانى دست يابيم كه اهميت آن براى تدوين تاريخ فرهنگى دورهء ساسانى بر كسى پوشيده نيست و ديگر دست‌يابى به ريشه‌ها و اصول ايرانى زبان و ادبيات عربى است كه آن هم در اهميت براى كسانى كه بخواهند آن زبان را خارج از حدود سنتى كه در كتابهاى تاريخ ادبيات زبان عربى براى آن مشخص شده است بشناسند كمتر از اولى نيست . در اين كتاب سعى شده است كه در خلال مباحث لغوى و آن‌چه به ترجمه آثار يا مترجمان ارتباط مىيابد به مباحث ديگرى در زمينه پيوستگيهاى تاريخى دو زبان فارسى و عربى و كمكهاى زبان فارسى به زبان عربى و برخى مباحث ديگر كه به زبان فارسى و پهلوى ارتباط مىيابد اشاره‌اى بشود يا به تفصيل دربارهء آن‌ها سخن رود . ذكر اين مباحث در اين كتاب از آن‌رو است كه هريك از آنها پرتوى بر مباحث اصلى كتاب مىافكنند كه خواننده را در درك مطالب آن كمك مىكنند ، و اين كار بدين سبب سودمند و شايد هم ضرورى باشد كه خواننده در زمينه مطالب اين كتاب منابع كمترى خواهد يافت كه بتواند آن‌چه براى وى مشكل مىنمايد از منابع ديگرى رفع اشكال كند . قبلا به‌طور خلاصه‌تر در نوشتهء ديگر برخى از مطالب اين كتاب مؤلّف با عنوان « فرهنگ ايرانى » كه تجديد چاپ آن توسط انتشارات دانشگاه تهران در سال 1357 انجام پذيرفت ، چاپ گرديد . اين مطالب در اين كتاب به‌طور مفصّلتر و در دنبالهء مطالب ديگرى كه در اين مجموعه « تاريخ و فرهنگ ايران » منتشر گرديده به مطالب اين جلد از مجموعه افزوده شده است . محمد محمدى ملايرى تير ماه 1380