محمد مهدى ملايرى
73
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كه در اواخر قرن دوم هجرى به عربى درآمده و چه ساير ديوانها در مناطق ديگر كه در همين زمانها يا ديرتر نقل گرديده همه به زبان فارسى بودهاند . 3 . مجادلات مردانشاه و ديگر دبيران ايرانى با صالح پسر عبد الرحمن سيستانى كه از سوى حجاج مأمور برگردان اين ديوان به زبان عربى شده بود همه پيرامون زبان فارسى است نه زبان ديگر . « 1 » 4 . زبانى كه كليله و دمنه از هندى به آن زبان ترجمه شده و سپس از آن زبان به عربى برگشته زبان فارسى بوده نه چنان كه شهرت دارد زبان پهلوى . اين مطلب چنان كه گذشت از گفته خود ابن مقفع در مقدمه كليله و دمنه برمىآيد و اگر دربارهء هركس ديگرى بتوان گمان برد كه بهجاى زبان پهلوى به مسامحه زبان فارسى به كار برده دربارهء ابن مقفع چنين گمانى به كلى نارواست چون غالب مطالبى كه دربارهء زبان پهلوى در مآخذ عربى اسلامى منعكس شده از او سرچشمه مىگيرد و چنان كه خواهيم ديد گفتههاى او در مورد لهجههاى ايران و از آن جمله پهلوى مورد استناد ساير علما و مورخان سلف بوده است . 5 . كتابهاى خزانهء مرو يعنى همانها كه به وسيلهء يزدگرد آخرين پادشاه ساسانى در هنگام عقبنشينى به مرو از تيسفون به آنجا انتقال يافته بود به همان زبانى نوشته شده بود كه عتابى با يحيى بن حسن با آن زبان سخن مىگفت يعنى زبان فارسى كه طاهريان در خراسان و برمكيان و ديگر وزيران و دبيران ايرانى در عراق كه عتابى فارسى را از آنها آموخته بود با آن سخن مىگفتند و اگر جز اين بود و عتابى براى خواندن آن كتابها ناچار شده بود كه زبان پهلوى را هم بياموزد حتما آن را ناگفته نمىگذاشت ، چون او در اين گفتوگو در اين مقام است كه كوششهاى قبلى خود را براى آشنائى با زبان فارسى و بهرهاى كه به سبب آن از كتابهاى كتابخانهء مرو برده بيان كند و اگر براى اين كار جزء فرا گرفتن فارسى كوشش ديگرى به كار برده بود جاى ذكر آن همينجا بود . احمد بن ابى طاهر
--> ( 1 ) . آگاهى بيشتر را در اينباره در مقالهء نويسندهء همين سطور در « مقالات و بررسيها » عنوان نقل ديوان خواهيد يافت .