محمد مهدى ملايرى

74

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

طيفور هم كه اين گفت‌وگو را نقل كرده خود از مردم مرو رود بوده و زمان او هم با زمان اين دو و گفت‌وگوى آنها چندان فاصله‌اى نداشته ؛ اين گفت‌وگو در حضور محمد بن طاهر بن الحسين اتفاق افتاده كه در سال 198 هجرى بدرود زندگى گفته . احمد از دبيران سرشناس بوده و به ابو الفضل كاتب شهرت داشته او را به بلاغت و شعر و روايت و همچنين به علم و فهم ستوده‌اند . « 1 » بنابراين اگر او هم در سخن عتابى مسامحه يا ابهامى مىيافت يا آن را نقل نمىكرد يا توضيحى بدان مىافزود . 6 . زبان قصه‌ها و داستانهائى كه ابو ريحان بيرونى از نوشته‌هاى پيش از اسلام ايران به عربى ترجمه كرده بود با زبان اخبار مقنع كه در قرن دوم يا سوم هجرى تأليف شده بود و وى آن را به عربى درآورده بود همان زبانى بوده كه وى كتاب التفهيم خود را به آن زبان تأليف كرده بود يعنى زبان فارسى . در اين مآخذ ، همچنان كه اشاره شد ، از زبان پهلوى هم سخن رفته ولى نه به‌عنوان زبان عام و فراگير ايران بلكه به‌عنوان لهجه يا زبانى محلى و با كاربردى محدود و اگر بخواهيم براى اين موضوع هم مثال يا مثالهائى ذكر كنيم بايد از قديمىترين روايتى كه در اين‌باره وارد شده يعنى روايتى كه ابن نديم از ابن مقفع نقل كرده آغاز كنيم . اين روايت ابن مقفع از قديم تاكنون يكى از راهنماهاى اصلى براى شناخت زبانها يا لهجه‌هاى فارسى بوده ، در قديم خوارزمى و حمزه اصفهانى و ياقوت از آن بهره گرفته‌اند و در دوران معاصر هم همهء محققان سرشناس اين رشته آن را كم‌وبيش مورد بررسى قرار داده‌اند و چون اين روايت مانند ديگر گفته‌هاى ابن مقفع از هر لحاظ قابل تأمل و دقت است و در اينجا به جز در مورد زبان پهلوى در موارد ديگرى هم متن عربى آن مورد استناد قرار خواهد گرفت از اين‌رو متن عربى آن هم عينا به همان صورت كه ابن نديم آورده نقل مىشود :

--> ( 1 ) . او كتابى به نام « كتاب بغداد » در شرح حال خلفا و رويدادهاى مهم زمان ايشان در چندين مجلد پرداخته بود كه ظاهرا جز جلد ششم آن‌كه اختصاص به اخبار مأمون داشته از آن چاپ نشده است . ( خطيب بغدادى ، تاريخ بغداد ، ج 4 ، ص 211 )