محمد مهدى ملايرى
72
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كلمات و عباراتى كه از زبان مردم ايران نقل شده چه از پيش از اسلام و چه از دوران اسلامى از يمن و مدينه و كوفه گرفته تا مرو و بلخ و بخارا « 1 » همه از فارسى است و همچنين كلمات بىشمار ديگرى كه از زبان ايرانيان به عربى راه يافته و جزء معربات آن زبان شدهاند همه را در كتابهاى لغت عربى معرّب از فارسى شمردهاند بنابراين اين مطلب را هم بايد مسلم شمرد كه علما و محققان قرنهاى نخستين اسلامى و به اصطلاح امروز ايرانشناسان آن زمان كه غالبا خود ايرانى و فارسىزبان هم بودهاند و آنچه از آثار پيش از اسلام ايران به عربى منتقل شده اگرنه همهء آنها دست كم قسمت اعظم آن به وسيلهء همانها بوده است زبان ايران را يعنى همان زبان عام و جامعى كه ايران با قلمرو وسيعش بدان شناخته مىشده جز زبان فارسى نمىدانستهاند ، و زبان پهلوى را همچنانكه خواهد آمد همچون يكى از لهجههاى محلى و با كاربردى محدود مىشناختهاند و چون از اين نشانهها پيروى كنيم و راهى به غير از همان كه آنها نشان مىدهند در پيش نداريم خواهناخواه به اين نتايج مىرسيم كه : 1 . زبان عام و جامع ايرانيانى كه پيش از اسلام در يمن و مدينه مىزيستهاند يا زبان ايرانيانى كه در قرنهاى نخستين اسلامى در كوفه بودهاند يا زبان ايرانيانى كه چه پيش از اسلام و چه در دوران اسلامى در ساير مناطقى كه در قلمرو ايران بوده تا مرو و بلخ و بخارا در آن سوى خراسان امروز زندگى مىكردهاند همهء اينها يكى بوده با لهجههاى مختلف و همه هم فارسى خوانده مىشدهاند . 2 . زبان ديوانهاى ايران كه در دوران اسلامى به عربى برگردانده شده ، چه ديوان عراق كه در زمان حجاج و بعد از سال هشتاد و دو هجرى ترجمه شده و چه ديوان خراسان كه پس از سال 124 هجرى به عربى نقل شده و چه ديوان قم
--> ( 1 ) . اينگونه كلمات را غالب محققان كموبيش نقل كردهاند ، مرحوم بهار در جلد اول سبكشناسى صورتى از آنها به دست داده و مرحوم دكتر معين هم در مقدمه برهان قاطع چند مورد ذكر كرده و اخيرا آقاى على اشرف صادقى با استقراء بيشتر فهرست جامعترى از اين گونه عبارات را در كتاب تكوين زبان فارسى نقل كردهاند .