محمد مهدى ملايرى

70

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

زبان فارسى آنها اشاره كرده مثلا در اقليم رحاب كه ارمنستان و اران و آذربايجان را از آن اقليم شمرده گويد : در ارمنستان به ارمنى و در اران به ارانى سخن مىگويند و فارسى آنها مفهوم و نزديك به خراسانى است . « و بارمينيه يتكلمون بالارمنيه و بالكان بالرانيه و فارسيتهم مفهومه تقارب الخراسانيه » . « 1 » و در اقليم سند وضع مردم مولتان و زبانشان را چنين وصف كرده : « ماء مرىء و عيش هنىء و ظرف و مرّوه و فارسيّه مفهومه » « 2 » يعنى آب گوارا و زندگى خوش ، و ظرافت و مروّت و فارسى مفهوم . هم در زمان يا دوران شكوفائى زبان فارسى در شعر و نثر كه شاهكارهاى ادبيات فارسى در آن دوران به وجود مىآمد ابو ريحان بيرونى هم كتابهائى از فارسى به عربى برمىگرداند چه از قصه‌ها و داستانهاى پيش از اسلام ايران مانند آنچه نام آنها را در فهرست مولفات خود آورده و چه از كتابهائى كه در دوران اسلامى به زبان فارسى تاليف شده بوده مانند شرح حال مقنّع مقتول در 169 هجرى كه دربارهء آن نوشته « و قد ترجمت اخباره من الفارسيّة الى العربيّه و هى مستقصاه فى كتابى اخبار المبيّضه و القرامطه » « 3 » و از اينها گذشته خود او هم « كتاب التفهيم » را به زبان فارسى تاليف مىكرد . و در نوشته‌هاى او هيچ نشانه يا اشاره‌اى به اين‌كه زبان اين سه‌گونه كتاب يعنى كتابهاى پيش از اسلام و كتاب قرن دوم هجرى و كتاب التفهيم كه در اواخر قرن چهارم يا اوائل قرن پنجم تاليف شده با هم فرقى داشته‌اند ديده نمىشود . فارسىزبان فراگير تمامى سرزمينهاى غرض از اين تفصيل و شواهدى پيوسته از دوران پيش از اسلام تا دوران شكوفائى شعر و ادب فارسى در قرن چهارم و پنجم هجرى ، از مآخذى

--> ( 1 ) . احسن التقاسيم ، ص 398 . ( 2 ) . احسن التقاسيم ، ص 471 . ( 3 ) . الاثار الباقيه ، ص 211 .