محمد مهدى ملايرى
57
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در حوادث سال 14 هجرى كه طبرى شرح ديدار اعراب مسلمان را با يزدگرد پادشاه ايران نوشته و شمهاى از گفتوگوهاى آنان را هم نقل كرده باز سخن از زبان فارسى ( الفارسيه ) در ميان است نه زبانى ديگر . « 1 » در سال 16 يا 17 هجرى ، روزى كه هرمزان را كه در كتب عربى او را ملك الاهواز نوشتهاند و در جنگهاى خوزستان اسير عربها شده بود به مدينه نزد عمر بردند و آن روز را به سبب اهميت اين رويداد در تاريخها يوم الهرمزان خواندهاند ، نخست مغيرة بن شعبه مترجم او گرديد تا مترجمى ديگر يافتند ، طبرى اين مطلب را چنين نوشته : « و كان الترجمان يوم الهرمزان المغيرة بن شعبه الى ان جاء المترجم ، و كان المغيره يفقه شيئا من الفارسيه . . . » « 2 » يعنى در روز هرمزان مغيره بن شعبه مترجم گرديد تا مترجم آمد و مغيره كمى فارسى مىدانست » . مغيره ازآنرو كمى فارسى آموخته بود كه مدتى قبل از اين تاريخ از سوى عمر عامل بصره شده بود و در آن منطقه كه مردم اصلى آنجا فارسىزبان بودند با زبان فارسى آشنا شده بود . و در جنگ نهاوند كه در سال 19 يا 20 و به قولى در سال 21 هجرى روى داد در ذكر حادثهاى كه باعث صلح اعراب مسلمان با اهل نهاوند بر مقدارى خراج و جزيه گرديد روايتى در مآخذ عربى نقل شده بدين مضمون : روزى سمّاك بن عبيد العبسى يكى از سرداران حذيفه بن يمان فرمانده اعراب در آن جنگ به مردى برخورد كه با هشت سوار در حركت بود ؛ سمّاك و همراهانش پس از زد و خوردى او را اسير كردند و شنيدند كه او چيزى به فارسى مىگويد چون آن را ترجمه كردند معلوم شد كه او بزرگ آن ناحيه است و مىگويد مرا پيش اميرتان ببريد تا دربارهء اين منطقه با او صلح كنم . . . در اينجا
--> ( 1 ) . طبرى ، 1 / 2239 . ( 2 ) . طبرى ، 1 / 2560 . براى آگاهى بيشتر دربارهء اين هرمزان نگاه كنيد به اين دو نوشته از نويسنده همين كتاب : الف - كتاب فرهنگ ايرانى پيش از اسلام و آثار آن در تمدن اسلامى و عربى ، چاپ دوم ص 65 - 69 . ب - رسالهء سرگذشت هرمزان و شرح نخستين آشنائى اعراب مسلمان با نظام ديوانى ايران مقالات و بررسيها . . .