محمد مهدى ملايرى
43
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مىتوان يافت بهخصوص در آنچه به نقل علوم و معارف از زبانهاى ديگر به زبان عربى ارتباط مىيابد كه با كوششى كه در اين راه به كار بردهاند بر غناى علمى و فلسفى اين زبان افزوده و آن را در اين زمينهها توانا و پرمايه ساختهاند و در تشويق شعرا و فضلاى عرب نيز آن اندازه دست و دلباز بودهاند كه اگر مدائحى كه از سوى اين شاعران در حق آنان گفته شده و بهخصوص آنچه دربارهء برمكيان چه در زمان حيات يا پس از كشته شدن آنان گفته شده جمع گردد شايد دست كمى از آنچه در حق خلفاى آن زمان گفته شده نداشته باشد اگر بر آنها فزونى نباشد . اين امر در تاريخ ادبيات عربى معروف و شناخته شده است ولى در دورههاى بعد هم كه به اين عنوان كلّى ؛ عصر نفوذ فارسى خوانده نشده باز همين وزيران و دبيران و خاندانهاى ايرانى را در تشويق شاعران عرب دستى توانا و حتى در بعضى دورهها ذكرى فزونتر از خلفاى زمان خود خواهيم يافت . بهترين نمونهء اين تشويقها ستايشهاى شاعران ستايشگر است كه خود بازتابى از همان تشويقها و بذل و بخششهائى است كه در اين راه به كار رفته . در فاصلهء ميان مأمون و معتضد مصادف با ظهور سه تن از بزرگترين شعراى عرب يعنى ابو تمام و بحترى و ابن رومى است . ابو تمام در سال 230 يا 231 هجرى و ابن رومى در سال 283 هجرى و بحترى در سال 284 هجرى درگذشتهاند . اين سه شاعر هر سه از شاعران ستايشگر بودهاند يعنى مدح بزرگان مىگفتهاند و صله و انعام دريافت مىداشتهاند . حال اگر قصائد اين سه شاعر را از اين نظر بررسى كنيم اين تحول را در آنها خواهيم يافت . ابو تمام ستايشگر معتصم خليفهء عباسى بود و بيشتر قصائدش در مدح اين خليفه و برخى از بزرگان عرب بود . او را در مدح وزيران و اميران ايرانى هم مانند خاندان وهب و عبد الله بن طاهر و خاندان سهل سرخسى ( حسن و فضل ) قصائدى است كه به پاى قصائدش در مدح خليفه رجال عرب نمىرسد « 1 » بحترى با آنكه ستايشگر متوكل عباسى بود و قصائد بسيارى هم در مدح او سروده ولى
--> ( 1 ) . امراء الشعرا لعربى ، ص 145 .