محمد مهدى ملايرى
377
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
هزار و يكشب و داستان استر دگوى بين زمينههاى اصلى حكايات هزار و يك شب با داستان استر در تورات شباهتهاى زيادى يافته است . مثلا استر زن پادشاه است و به علت نافرمانى شاه او را طلاق مىگويد و در هزار و يك شب هم زن شاه به او خيانت مىكند و شاه او را به قتل مىرساند . و در اينجا مىتوان به گفتهء دگوى دربارهء شباهت اين دو حقه با حكايت بهمن و هماى اين را هم افزود كه در داستان بهمن هم زن بهمن « كتايون » دختر پادشاه كشمير به او خيانت مىورزد و به دستيارى عاشقش لؤلؤ بر او قيام مىكند . در داستان استر آمده كه هر شب براى شاه دخترى زيباروى از اطراف مىآوردند و فرداى آن روز او را به جاى ديگر مىبردند ، و در هزار و يك شب آمده كه هر شب شاه با دخترى همبستر مىگشت صبح او را به قتل مىرساند . در سفر استر آمده كه استر در طول اقامت خود در نزد شاه دل او را به دست آورد و ملكه شد و شهرزاد هم با داستانهاى خود دل شاه را به دست آورد و از كشته شدن نجات يافت . و در سفر استر ملكه باعث شد كه زنان از خشم شاه و خطر قتل در امان مانند و شهرزاد هزار و يك شب هم همين كار را كرد . در سفر استر دوستى بانوى حرمسرا را جلب كرد و به نصيحت او رفتار كرد تا در چشم شاه عزيز شد و در هزار و يك شب هم شهرزاد با دوستى دنيارزاد كه به قول ابن نديم قهرمانه يعنى بانوى حرمسرا بود دل شاه را به دست آورد . در سفر استر آمده كه شاه براى رفع بىخوابى فرمان داده بود كه براى او كتاب تاريخ بخوانند و در داستان هزار و يك شب هم شهرزاد براى شاه قصه مىگويد . دگوى گمان مىكند كه زمان تأليف اين دو كتاب يعنى هزار و يك شب و سفر استر بنابر آنچه در الفهرست آمده تقريبا باهم مطابق است يعنى در حدود 300 سال قبل از مسيح . بههرحال آنچه از مجموع اين اخبار و حكايات برمىآيد اين است كه در شرح وقايع دورهء اخير كيانيان و به خصوص از زمان بهمن اسفنديار به بعد قدرى داستانها و اخبار و قصهها و اساطير با وقايع تاريخى دوران هخامنشى به