محمد مهدى ملايرى
350
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
هوشنگ يا « جاودان خرد » است . « 1 » گرچه كتابها و نامهايى كه در دساتير آمده در روايات قديم ايران بىسابقهاند ولى كتاب جاويدان خرد بدينگونه نيست زيرا اين كتاب از آثارى بوده كه در قرنهاى نخستين اسلامى از بازماندهء آثار دورهء ساسانى به عربى ترجمه شده و از حكاياتى هم كه در مآخذ قديم دربارهء آن روايت شده چنين پيداست كه اين كتاب را در ادبيات ايران سابقهاى طولانى بوده است . ترجمهء عربى در ترجمه عربى اين كتاب از آن تجليل فراوان شده و دربارهء كيفيت دست يافتن به آن نيز حكايتى نقل شده كه هرچند خالى از افسانه نيست ولى چون نمودارى از نحوهء ديد پيشينيان به اينگونه آثار اخلاقى و ارج و اهميتى است كه به آنها مىدادهاند قابل دقت است ، مسكويه اين حكايت را از كتاب استطالة الفهم جاحظ نقل كرده و جاحظ هم از واقدى و او هم از زبان حسن بن سهل مترجم اين كتاب روايت كرده است . خلاصهء آن حكايت اين است كه وقتى مأمون در خراسان بود و خطبهء خلافت به نام او خواندند و پادشاهان اطراف براى او هديهها فرستادند پادشاه كابلستان هم پيرمرد حكيمى را نزد او فرستاد كه در دربار مأمون ماند و در كارهاى مورد شور او قرار مىگرفت ، و چون پس از فتح عراق مأمون خواست يكصد هزار درهم به او انعام دهد او نپذيرفت و گفت : اگر من عطيهء تو را نمىپذيرم بر من خورده مگير زيرا نپذيرفتن من بدين سبب نيست كه آن را كم و كوچك مىشمارم بلكه من از تو چيزى را مىپذيرم كه به اندازهء اين مال و فزونتر از آن است ، و آن كتابى است در عراق در مكارم اخلاق و دانش آفاق ، و از كتابهاى يكى از بزرگان ايران است ، كه در گنجينهء شاهان و زير ايوان مدائن مدفون است . و هنگامى كه مأمون به بغداد رسيد به راهنمايى زوبان كس فرستاد و
--> ( 1 ) . نك ، پورداود ، فرهنگ ايران باستان ، ص 17 - 51 و هرمزنامه ص 310 - 319 .