محمد مهدى ملايرى
351
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در محلى كه زوبان نشان داده بود از زير سنگ فرش ايوان صندوق كوچكى يافتند كه اين كتاب به صورت اوراق پراكنده پيچيده در پارچهاى از ديبا در درون آن صندوق بود و مأمون آن را به زوبان داد و گفت كه آن كتاب « جاويدان خرد » است كه گنجور وزير پادشاه ايران شهر آن را از حكمت پيشينيان گردآورده . طبق اين حكايت ، اوراق جاودان خرد صد برگ بوده و حسن بن سهل به تفاريق سى برگ از آن را از زوبان گرفته و با خضر بن على « 1 » آن را به عربى ترجمه كرده و به زوبان رد كرده است ، و اين اوراق هم برحسب ترتيب و تأليف نبوده و كتاب موجود همان ترجمه سىبرگ است . در دنبال اين حكايت باز مطلب ديگرى است كه آن هم براى تجليل و تعظيم اين كتاب بر آن افزوده شده است . آن حكايت هم از زبان حسن بن سهل است كه گويد : روزى مأمون به من گفت : كدام يك از كتابهاى عرب برتر و شريفتر است من شروع به شمردن كتابهايى كردم كه در مغازى و تاريخ تأليف شده و از تفسير قرآن ياد نمودم و مأمون گفت : كلام خدا را نظيرى نباشد ، آنگاه گفت از كتابهاى ايرانيان كدام يك برتر است من بسيارى از آنها را ياد كردم و از آن جمله نام « جاويدان خرد » را بردم . مأمون فهرست كتب خويش را خواست و چون اين كتاب را در آن نديد گفت : چگونه نام اين كتاب از فهرست افتاده ؟ گفتم : اين همان كتاب زوبان است كه من برخى از آن را نوشتهام و مأمون دستور داد كه آن را براى او ببرم و من كس فرستادم تا آن را بياورد ، چون فرستاده بازگشت مأمون براى نماز به پاخاسته بود ، چون او را ديد كه بازگشت و كتاب هم با او بود روى از قبله بتافت و شروع به خواندن كرد ، و چون از هر فصلى فراغت مىيافت مىگفت : لا إله الا الله . چون اين كار به درازا كشيد گفتم : اى امير مؤمنان نماز فوت مىشود ولى براى خواندن اين كتاب وقت هست ، گفت : راست
--> ( 1 ) . حسن بن سهل و خضر بن على مترجمان جاودان خرد در ضمن صورت مترجمان آثار ايرانى در همين كتاب معرّفى شدهاند .