محمد مهدى ملايرى

35

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و از همين قبيل است كار مسعودى دربارهء تقسيم اقليمهاى هفت‌گانه به ستاره‌هاى هفت‌گانه كه در هيأت قديم معمول بوده مسعودى هريك از اقليمهاى هفت‌گانه را با ستاره‌اى كه بدان منسوب است ذكر كرده و طبق معمول نام عربى هريك از اين ستاره‌ها را هم به عربى آورده ولى به همان اكتفا نكرده بلكه نام فارسى آن ستاره‌ها را هم در كنار نام عربى به صورتى ذكر كرده كه گوئى آنها هم مانند نامهاى عربى معروف و متداول بوده « 1 » و ياقوت هم كه در مقدمه معجم البلدان تقسيم زمن را به اقليمها با تفصيل بيشتر و بر طبق اقوال مختلف آورده دربارهء يكى از اين آراء كه آن را از ابو ريحان بيرونى برحسب راى « اهل الرياضه و الحكمه و التنجيم » نقل كرده كه منطبق با همان تقسيمى است كه مسعودى ذكر كرده نام همان ستارگان را هم آورده با اين فرق كه در اين تقسيم ياقوت نسبت هريك از اين اقليمها را به هر يك از ستارگان برحسب راى ايرانيان و روميان هم كه گاه باهم مختصر فرقى دارند ذكر كرده ولى در نام ستارگان تنها نامهاى عربى و فارسى آنها را ذكر كرده و از نام رومى آنها سخنى نگفته « 2 » و اين مىرساند كه آنچه براى علماى آن زمان مانوس و آشنا بوده همان دو زبان عربى و فارسى بوده نه زبان ديگر . و به همين سبب است كه آنچه علماى عربىنويس سلف دربارهء زبان فارسى و تفسير معربات فارسى در عربى نوشته‌اند غالبا صحيح‌تر و استوارتر از آن چيزى است كه علماى عربىنويس در دوره‌هائى كه پيوندهاى قديم گسسته است نوشته‌اند و آثار آن را در نوشته‌هاى برخى از علماى معاصر

--> - « اليارق » نيز ديده شود . يا آنچه در قاموس فيروزآبادى در ماده يارق به اين عبارت آمده : « و العروق الصفر نبات للصباغة ، فارسية زردچوبه » كلمه الاعبر باريس كه آن را رومى نوشته به اين‌گونه معنى شده : « الامبر باريس و الانبر باريس و البر باريس الزرشك و هو حب حامض روميه » . ( 1 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 33 . ( 2 ) . معجم البلدان ، ج 1 / ص 29 تا 35 .