محمد مهدى ملايرى
339
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آوانوشت اين متن و ترجمهء انگليسى آن را چاپ كرده است . ترجمههاى قديم فارسى بنا به گفتهء حاجى خليفه ، پندنامهء بزرجمهر در زمان نوح بن منصور سامانى ( 387 - 366 ) و به دستور اين پادشاه از زبان پهلوى به فارسى ترجمه شده و به « ظفرنامه » موسوم گرديده و به گفتهء او مترجم آن ، ابن سينا وزير نوح بوده « 1 » و شفر Ch . Schefer در جلد اول « قطعات برگزيدهء فارسى » رسالهاى به همين نام ظفرنامه به چاپ رسانده ، و به گمان وى اين همان رسالهاى است كه براى نوح بن منصور ترجمه شده . ولى كريستن سن آنها را تنها يك اقتباس دورى از آن رساله دانسته نه اصل آن . « 2 » و چون از تعداد زيادى لغات و جملات كه فردوسى از اصل پندنامه گرفته ، چنين استنباط مىشود كه مآخذ وى ترجمهء فارسى اين اندرز بوده نه ترجمهء عربى آن ؛ بنابراين چنين احتمال دادهاند كه فردوسى در نظم اين پندنامه مستقيما از همين ظفرنامه كه حاجى خليفه نام برده است استفاده كرده . آنچه را كه فردوسى در شاهنامه از اين پندنامه نقل كرده هرچند به سبب رعايت نمودن نكات مهم و اساسى و ترتيب مطالب آن چندان از اصل دور نيفتاده ؛ ليكن باز به نظر كريستن سن اين پندنامه در شاهنامه دچار تغييرات و اصلاحات قابل توجهى شده است . و از جمله تغييراتى كه به نظر وى در آن روى داده شده اين است كه مطالب مربوط به مذهب مزدك در آن از ميان رفته و به جاى مطالبى هم كه با دين زردشتى ارتباط داشته تعليمات عمومى زاهدانهاى كه به كلى جنبهء اختصاصى خود را از دست داده گذاشته شده است . « 3 » اين موضوع كه پندنامه بزرجمهر شامل مطالبى مربوط به مذهب مزدك هم بوده براى ما روشن نيست ؛ ولى اگر واقعا چنان مطالبى را هم شامل بوده و تغييرات و اصلاحاتى در آن صورت گرفته ، اين تغييرات و اصلاحات مىبايستى خيلى قبل
--> ( 1 ) . كشف الظنون . ( 2 ) . ايران در زمان ساسانيان . ( 3 ) . همان مآخذ . . .