محمد مهدى ملايرى
336
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
انتخاب كلمات از آثار برگزيدهء زبان عربى بهشمار مىروند ولى باز خصائص نوشتههاى پهلوى به خوبى در آنها هويدا است . گذشته از شباهتى كه مطالب اين قطعهها با مطالب اندرزنامهها و پندنامههاى پهلوى دارد روش بيان و شيوهء برداشت مطالب آنها نيز نزديك به همان كتابهاست . ايجاز در بيان ، و احتراز از تفصيل ، و جملهبنديهاى كوتاه ، و تقسيم مطالب با شماره يا به صورت پرسش و پاسخ كه در اين قطعهها ديده مىشود همه از خصائص نثر پهلوى است . ايجاز در بيان مطالب ، چه در مضامين اخلاقى و مواعظ و حكم و چه در توقيعاتى كه رسم بوده در ذيل عرايض مىنوشتهاند ، در ادبيات ساسانى بسيار معمول و مرغوب بوده ، و ترجمهء عربى آنها هم جزء آثار برجستهء ادبيات عربى بهشمار مىرفته ، و در اينگونه كتابهاى اخلاقى كه در زبان عربى تأليف يافته و همچنين در حكم و مواعظ عربى كه غالبا به صورت سخنان كوتاه يا « كلمات قصار » از زبان بزرگان نقل گرديده اثر بسيار داشته ، چنان كه توقيعات منسوب به انوشروان نيز از سرمشقهاى خوب دبيران ديوان خلافت و ادباى عصر بوده است . در ترجمهء عربى اين قطعهها گاهى ايجاز اصل آنها به صورتى در ترجمه منعكس گرديده كه عبارت نسبت به معنى مقصود تنگى مىكند ، و معنى را بايد با انديشه و تأمل از آن بيرون كشيد . از مفهوم و سبك عبارات آنها آثار كهنگى پيدا است ، گاهى در ضمن عبارات به كلماتى برمىخوريم كه مىبايستى داراى معانى متفاوت باشند ولى در ترجمهء عربى به صورت كلمات مترادف و هم معنى و يا به صورت كلماتى درآمدهاند كه تفاوت آنها بسيار كم و نامحسوس است . اگر تحريفى در اين عبارتها روى نداده باشد علت اين امر يكى از اين دو چيز مىتواند باشد : يا آنكه مترجم عربى در اين موارد كلماتى كه درست جانشين كلمات اصلى گردد نيافته و كلمات نزديك به آنها را به كار برده ، و يا آنكه معنى اين كلمات در عربى تحول يافته و از معناى زمان ترجمه دور گشته و بدين جهت ابهامى در كلام حاصل شده است . به اينگونه كلمات جابهجا در ذيل ترجمهء فارسى آنها اشاره شده است .