محمد مهدى ملايرى
337
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در ترجمهء فارسى اين قطعهها كوشش شده كه هيأت اصلى عبارات بدان گونه كه در متن عربى آمده تا آنجا كه خللى به سخن وارد نياورد حفظ شود . عبارات ، جز در هنگام ضرورت ، با همان ايجاز كه به عربى نقل شده به فارسى برگردانده شده است ، از رسم اين زمان كه حذف فعلهاى مكرر است پيروى نشده ، و هر جملهاى چنان كه در اصل بوده به فارسى درآمده ، و با اين حال سعى شده كه ترجمهء فارسى آن تا آنجا كه ممكن بوده روشن و روان باشد . و اگر در بعضى موارد عبارات كمى مبهم به نظر مىرسد اين ابهامى است كه از متن عربى در آن منعكس شده . بههرحال در ترجمهء متنها به خصوص اگر متنى كهنه و قديم باشد هر قدر از تصرف در متن و تغيير نوع جملهها به منظور توضيح يا آرايش كلام خوددارى شود و تا حد توانايى صورت قديم آنها حفظ گردد بهتر است . بنابراين شايد لازم باشد كه دربارهء آن و ترجمههاى مختلف آن با تفصيل بيشترى گفتوگو شود ولى قبلا بايد به اين نكته توجه كنيم كه بحث در اينكه آيا بزرجمهر حكيم با برزويه طبيب كه در مقدمه كليله و دمنه از او ياد شده هر دو يك شخص بودهاند يا دو شخص از موضوع سخن ما در اينجا خارج است . دربارهء اين موضوع بررسيهاى سودمندى شده كه مىتوان به آنها رجوع نمود « 1 » سخن ما در اينجا فقط دربارهء خود اين قطعه و نسخ متعدد آن در پهلوى و فارسى و عربى است : متن پهلوى چنان كه گفتيم از اين اندرزنامه يك متن پهلوى وجود دارد كه در مجموعهء متون پهلوى به وسيلهء دانشمند پارسى « جاماسب جى دستور مينوچهر جى
--> ( 1 ) . اين موضوع را كريستن سن در رساله خاصى به نام بزرگمهر حكيم مورد بحث قرار داده و آن رساله به قلم عبد الحسين ميكده به فارسى برگردانده شده و در سال اول مجلد مهر به چاپ رسيده است .